در یک مطالعه دانشگاهی، به بررسی چالشهایی پرداخته شده که مانع شکلگیری و رشد کسبوکارهای مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر میشوند؛ چالشهایی که میتوانند مسیر گذار به توسعه پایدار و استفاده گستردهتر از انرژیهای پاک را کند یا متوقف کنند. در سالهای اخیر، پدیده تغییرات آبوهوایی به یکی از مهمترین دغدغههای جهانی تبدیل شده است. افزایش دما، شدت گرفتن موجهای گرما، خشکسالیهای طولانی و بارشهای نامنظم، نشانههایی از بحرانی هستند که زندگی انسان و محیطزیست را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار دادهاند. یکی از عوامل اصلی بروز این وضعیت، استفاده گسترده از سوختهای فسیلی مانند نفت، گاز و زغالسنگ است. این منابع اگرچه سالها نیاز انرژی بشر را تأمین کردهاند، اما پیامدهای زیستمحیطی سنگینی به همراه داشتهاند. در چنین شرایطی، توجه به انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی، بادی و زیستتوده بهعنوان گزینههایی پاکتر و پایدارتر، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. این منابع میتوانند ضمن کاهش انتشار گازهای گلخانهای، به بهبود امنیت انرژی و دسترسی پایدارتر به انرژی کمک کنند. از سوی دیگر، رشد جمعیت و توسعه صنعتی باعث شده تقاضای جهانی برای انرژی با سرعت زیادی افزایش یابد. هرچند فناوریهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر در حال پیشرفت هستند و سهم آنها در سبد انرژی جهان رو به افزایش است، اما همچنان بخش عمده بازار انرژی در اختیار سوختهای فسیلی قرار دارد. در همین حال، کاهش حمایتهای دولتی و یارانهها در بسیاری از کشورها سبب شده فعالان این حوزه نتوانند تنها به کمکهای مالی دولت تکیه کنند. به همین دلیل، شکلگیری مدلهای کسبوکار جدید و خودپایدار در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر به یک ضرورت تبدیل شده است. این مدلها باید بهگونهای طراحی شوند که علاوه بر سودآوری اقتصادی، به ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی نیز توجه داشته باشند و بتوانند در بلندمدت دوام بیاورند.