«دگرگونی بنیادی فلسفه یونان در برخورد با شیوۀ اندیشه اسلامی»

میلاد نوری گفت: این کتاب با دقت و ظرافت نشان می‌دهد که متفکران مسلمان نه فلسفه یونانی را به‌طور مطلق پذیرفتند و نه به‌طور کامل رد کردند، بلکه آن را در افق اندیشۀ قرآنی بازخوانی کردند. نکته‌ای که برای من جالب بوده است، تحلیل فلاطوری از مفاهیمی مانند فیض و علت فاعلی است؛ او نشان می‌دهد که فیض در فلسفه اسلامی دیگر جریان درون‌بود مبدأ در معلول نیست، بلکه به شکل جود و اراده الهی فهم می‌شود...از منظر فلاطوری... در قرآن، موجودات و جهانِ مشهود نه در ارتباط با زمان سامان‌بخش و فرآیند تدریجی، بلکه به صورت مکان‌گونه و مستقیم از فعل خداوند پدید می‌آیند؛ «کون» نشان‌دهنده موجودیت مکانی هر شیء است و «هلک» نقطه پایان آن. علم نیز محصول تعلیم و فعل الهی است و انسان یا فرشته به طور مستقل قادر به تولید آن نیستند.