از نگاه ملکیان، ما باید مراقب «ترس از فقر» به عنوان توجیهی برای بیاعتنایی به فقر فعلی دیگران باشیم. این ترس، اگر مهار نشود، وجدان اخلاقی را مختل میکند. ترکیب دیدگاه سینگر و ملکیان پاسخی قوی به سؤال شما میسازد: از نگاه سینگر، ما وظیفه داریم تا جایی کمک کنیم که به سطحی برابر با نیازمندان نرسیم (یعنی تاجاییکه خودمان دچار رنج شدید نشویم). انباشت طلا و ارز برای «آسودگی خاطر» معمولاً بسیار فراتر از این حد است. راهحل عملی سینگر — که در جامعه ایران نیز قابل اجراست — این است: محاسبهای عقلانی انجام دهیم که چه مقدار برای امنیت واقعی و آیندۀ خانوادهمان کافی است، سپس مازاد را به مؤثرترین شکل به نیازمندترین افراد اختصاص دهیم. این، نه یک اقدام فوقالعاده، بلکه حداقل اقدام ضروری برای داشتن یک زندگی اخلاقی در جهانی پر از نابرابری است.