ابنخلدون بیش از ۶۰۰ سال پیش دقیقا همان چیزی را در سطح تمدنها و نظامها دیده بود که ما امروز در سطح سازمانها و نمونههای کامیابی مثل مایکروسافت و گوگل یا نمونههای ناکامی و سقوط مانند نوکیا، بلکبری، یاهو، کداک، یا بسیاری از شرکتها میبینیم. اما او فقط این پدیدهها و بسیاری پدیدههای مشابه را توصیف نکرده بود بلکه قانونهای عام و راهحلهایی را هم ارائه داده بود. مدیران هوشمند قرن بیستویکم اگر مقدمه ابنخلدون را بخوانند، میتوانند مرگ سازمان خود را به تأخیر بیندازند یا حتی آن را بازتعریف و احیا کنند و از بروز بسیاری عوارض و کاستیها در سازمانشان جلوگیری کنند؛ به شرطی که قوانین عصبیت و چرخه تمدنی را جدی بگیرند.