گفتوگو با اولین پرندهفروش تهران/ کبوتری داشتم که میخواستند آن را با یک ده ششدانگی عوض کنند ولی من حاضر نشدم
من آن زمان یک نجاری بزرگ داشتم که کارگرهایم در آن وسایل زندگی میساختند اما خودم صبح تا شب، برای پرندگانم قفس میساختم. کمکم عدهای از عشقبازان هم سراغم آمدند و از من خواستند برایشان قفس بسازم.