پدرها معمولا اهل درددل کردن و گفتن از سختیها نیستند؛ حتی وقتی قلبشان پر از نگرانی، دلتنگی یا خستگی است. آنها دردها را در خود جمع میکنند و همین سکوت است که خانه را از حضورشان پر میکند. هر سال روز پدر میآید که شانههای خمتر شده از گذر سن، موهایی که سفید کردهاند و چروکهای دور چشمهایشان موقع خندیدن، به جای تمامی سالها سکوتِ خودشان با ما حرف بزند و بگوید که چقدر حرفهای ناگفته دارند.