روزی که حاج قاسم کنار اروند به گریه افتاد

اروند آن شب برای حاج‌قاسم مرزی بود میان تردید و توکل. فرمانده‌ای که همیشه راه را بلد بود، این بار ایستاد، به آب خیره شد و گریه کرد. اشک‌هایش از ترس نبود، نگران جان جوان‌هایی بود که چند شب بعد باید از دل رود عبور می‌کردند. یک آیه، سکوت آب را شکست.