انتخاب شر برای نجات خیر

«چشم‌هایش»، شاخص‌ترین اثر بزرگ علوی است که تاکنون بیش از 50 بار بازنشر شده است. این رمان روایت یکی از دوست‌داران نقاش معروفی به نام «ماکان» است که به دنبال راز مرگ مشکوک استاد در تبعید است. «چشم‌هایش»، شاخص‌ترین اثر بزرگ علوی است که تاکنون بیش از 50 بار بازنشر شده است. این رمان روایت یکی از دوست‌داران نقاش معروفی به نام «ماکان» است که به دنبال راز مرگ مشکوک استاد در تبعید است. در خلال داستان آقای ناظم، همان دوست‌دار استاد حدس می‌زند که راز مرگ استاد در یکی از تابلوهایش که «چشم‌هایش» نامیده شده و در شخصیت مدل این اثر نهفته است. پس از آن سعی می‌کند با پیدا کردن زنِ به‌ تصویر کشیده‌شده در تابلو به این راز پی ببرد. در ادامه با پیداشدن فرنگیس، پرده از راز مرگ ماکان برداشته می‌شود. استاد ماکان، نقاش مطرح که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضاشاه است در تبعید درمی‌گذرد. یکی از آثار باقی‌مانده از او، پرده‌ای است به‌نام «چشم‌هایش»، چشم‌های زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشم‌ها را دریابد. «چشم‌هایش» یکی از آثار مهمِ ادبیات داستانی ماست که در کتاب «کارناوال ترس» که مواجهه‌ای انتقادی با داستان معاصر ایران است، رمانی رازآلود و معماگونه خوانده شده. این رمان مهم‌ترین دوره تاریخی ایران را در بر می‌گیرد، آن‌هم در قالب یک رمان سیاسیِ عاشقانه. رمانی که بیانگر مهارت نویسنده در ایجاد کشش و تعلیق داستانی است. «بزرگ علوی در کنار قصه‌پردازی، ایجاد گره و کشش، به غنای اثر نیز توجه ویژه دارد. ازاین‌روست که در بستر این درام عاشقانه، سیاست و تاریخ از حاشیه درآمده و به متنِ اثر تبدیل می‌شود». در نقد این رمان با عنوان «انتخاب شَر برای نجات خیر» آمده است: «بزرگ علوی با انتخاب شخصیتِ سرهنگ آرام، که هم با ارباب قدرت است و هم میل افراطی به قدرت و ثروت و شهرت دارد و درصدد است در آینده جانشین سردار سپه (رضاشاه) شود، امکانی اساسی در رمان فراهم می‌سازد. ایران از دست حکومت نالایق قاجار خلاص شده است، اما با حکومت پهلوی مفهومِ استبداد مدرن در حال نهادینه‌شدن است و سرکوب معنایی تازه پیدا کرده است». درواقع سرهنگ آرام، فرصت‌طلب مکاری است که اوضاع را به‌خوبی تشخیص داده و می‌داند جهان در آستانه جنگ است و رضاشاه برای ماندن اقبال چندانی ندارد. او مترصد فرصتی است تا ضربه نهایی را به رضاشاه بزند. داستان سرهنگ آرام، بخش کمی از رمان را به خود اختصاص داده است اما چون او در برابر استاد ماکان تعریف می‌شود، با همین سهمِ اندک قرائت‌های مختلف از رمان را ممکن می‌سازد. فرنگیس باید در بین دو قدرت، خیر و شر دست به انتخاب بزند. او انتخابی بدیع می‌کند و برای صیانت از خیر، شر را برمی‌گزیند. این مفهوم همان چیزی است که رمان «چشم‌هایش» را منحصربه‌فرد کرده است. فرنگیس دست به انتخابی می‌زند که در ظاهر با خاستگاهش مطابقت دارد اما در پس این انتخاب او به خودش و به طبقه‌اش خیانت می‌کند و مابقی عمرش را تباه می‌سازد. او دیگر نه می‌تواند به خاستگاه طبقاتی‌اش دلبسته باشد و در آنجا احساس راحتی کند و نه در میان شورشیانِ آرمان‌خواه، جا و منزلتی دارد. این است که در موقعیتی کاملا تراژیک قرار می‌گیرد؛ «فرنگیس» بیش از هر آرمان‌گرایی به دلایلی کاملا غیرسیاسی به جنبش مردمی خدمت کرده است. بزرگ علوی، عشق را در مرتبه بالاتر از سیاست می‌نشاند. عاشقان بی‌مزد و منت سر می‌بازند، ازاین‌روست که آنان همواره در وضعیتی تراژیک قرار دارند.