انجمن اتیسم در پاسخ به گزارش شرق با عنوان «در انجمن اتیسم چه میگذرد؟» جوابیهای را به دفتر شرق صادر کرد. متن جوابیه انجمن اتیسم به این شرح است: انجمن اتیسم در پاسخ به گزارش شرق با عنوان «در انجمن اتیسم چه میگذرد؟» جوابیهای را به دفتر شرق صادر کرد. متن جوابیه انجمن اتیسم به این شرح است: روایت انجمن اتیسم ایران از آنچه واقعا میگذرد؛ در ابتدای گزارش روزنامه شرق، مجموعهای از تیترها بهعنوان «اخبار منتشرشده درباره انجمن اتیسم ایران» ذکر شده است؛ ازجمله: «یک دورهمی لاکچری با پول خیران»، «دادستانی ورود کند»، «حیاطخلوت انجمن اتیسم» و... . این عناوین که اغلب برگرفته از گزارشهای منتشرشده در برخی رسانهها هستند، پیش از آنکه بر مبنای اسناد رسمی، آرای مراجع ذیصلاح یا نتایج بررسیهای قانونی شکل گرفته باشند، بر پایه حدس، گمان، نقلقولهای غیرمستند و فضاسازی رسانه بنا شدهاند. به بیان دقیقتر، این تیترها نه گزارش قضائیاند، نه نتیجه بازرسی رسمی، و نه حتی حاوی ارجاع به یک مرجع قانونی مشخص؛ بلکه صرفا بازتابدهنده مجموعهای از اتهامات رسانهایاند که تا این لحظه، هیچکدام مبنای قانونی پیدا نکردهاند. انتخاب این عبارات بهعنوان نقطه آغاز گزارش، آن هم بدون هیچگونه تفکیک میان «اتهام رسانهای» و «تخلف اثباتشده»، عملا ذهن مخاطب را پیشاپیش به سمتی هدایت میکند که گویی مسئله احرازشده و قطعی در جریان است؛ درحالیکه در واقعیت، آنچه وجود دارد، مجموعهای از ادعاهاست که هنوز نه در مرجع قضائی رسیدگی شده و نه از سوی نهادهای نظارتی ذیربط تأیید شده است. از سوی دیگر، خبرنگار محترم در همان بند آغازین گزارش تصریح میکند که از ابتدای پاییز سال 1404 بر این موضوع متمرکز بوده و اکنون به «گزارشی روشن» دست یافته است؛ گزارشی که بنا بر ادعای متن، «خواندن هر خط آن لزوم ورود نهادهای ناظر را نشان میدهد». با این حال، در سراسر گزارش نه رأی قضائی ارائه شده، نه گزارش بازرسی رسمی، نه اعلام نظر مرجع نظارتی و نه حتی ارجاع دقیق به تخلف قانونی مشخص. تمرکز زمانی خبرنگار، هر اندازه هم طولانی، جایگزین سند نمیشود احساس قطعیت، بدون پشتوانه حقوقی، همچنان در حد برداشت رسانه باقی میماند. این شیوه روایت، یعنی آغاز با فهرستی از تیترهای پرهیجان، القای فضای اتهام، و سپس ارائه مجموعهای از نقلقولها و تفسیرهای غیرمستند، نهتنها با استانداردهای گزارش تحقیقی همخوانی ندارد، بلکه خود بخشی از مسئلهای است که امروز ناگزیر به توضیح آن هستیم.