ژاپن شاخصترین نمونهٔ مدلی است که در آن مالکیت حقوقی محدود با وابستگی عملی بسیار بالا ترکیب شده است. ساختار معروف به کیرِتسو(Keiretsu) موجب شده خودروسازانی مانند تویوتا، نیسان و هوندا، سهمهای اقلیت اما معناداری در قطعهسازان کلیدی خود داشته باشند. دکتر محمد حسن جعفری سهامیه، کارشناس صنعت خودرو در یادداشتی نوشت: در صنعت خودروی امروز جهان، رابطهٔ میان خودروسازان و قطعهسازان، دیگر یک رابطهٔ سادهٔ «خریدار–فروشنده» نیست. پیچیدهشدن فناوری، افزایش سهم الکترونیک و نرمافزار در خودرو، و انتقال کانون نوآوری از مونتاژ نهایی به زیرسامانهها، موجب شده است که قطعهسازان بزرگ به بازیگرانی تعیینکننده در زنجیره ارزش تبدیل شوند. در این بستر، پرسش از نسبت تملک و مالکیت، در واقع پرسش از نسبت قدرت است: آیا خودروسازان همچنان کنترلکنندهٔ اصلیاند یا قطعهسازان به موقعیتی رسیدهاند که حتی بدون تملک رسمی، دست بالا را در تصمیمهای کلیدی داشته باشند؟ در این بخش ما به این پرسشها پاسخ میدهیم: