بازاندیشی در نسبت دولت با جامعه و بازار

مطالبات اعتراضی اقتصادی و به‌اصطلاح معیشت‌‌پایه را نمی‌توان به مسئله تورم فروکاست. مسئله اساسی نسبت بین دولت، جامعه و اقتصاد است. از منظر جامعه‌شناسی اقتصادی، مسئله اساسی جامعه ایران ارتباط نامناسب دولت با جامعه و بازار است. مطالبات اعتراضی اقتصادی و به‌اصطلاح معیشت‌‌پایه را نمی‌توان به مسئله تورم فروکاست. مسئله اساسی نسبت بین دولت، جامعه و اقتصاد است. از منظر جامعه‌شناسی اقتصادی، مسئله اساسی جامعه ایران ارتباط نامناسب دولت با جامعه و بازار است. ماکس وبر، جامعه‌شناس معروف، معتقد است که سامان‌دهی بازار به عنوان یک سیاست اقتصادی عقلایی در درجه نخست باید در راستای به حداکثر رساندن فرصت‌های کسب تمهیدات اقتصادی برای شرکت‌کنندگان در بازار باشد اما در ایران اغلب این‌گونه نیست و سیاست‌های اقتصادی دولت در تضاد با آن است. دولت با نپذیرفتن هرگونه سامان‌دهی اقتصاد و جامعه غیر از ساز‌وکارهای دولتی و پذیرش همه امور، مطالبات و اعتراضات گروه‌های اجتماعی را متوجه خود می‌کند. جامعه ایران بیش از پیش به نحوه سامان‌دهی اقتصاد و بازار بر مبنای ساز‌‌وکار توزیع منابع کمیاب بین گروه‌های خاص، معترض است. بنابراین، اندیشه برابری‌خواهی و ضد تبعیض در حوزه اقتصاد گسترش یافته است. چالش‌های اقتصادی و اعتراض اقتصادی به دلیل ارتباط نامناسب دولت با گروه‌های خاصی است که به بهانه تولید و واردات، از مزیت‌ها و تمهیدات اقتصادی رانتی بهره می‌برند. این گروه‌ها به جای افزایش ثروت جامعه، آن‌ را می‌بلعند.