سکوتی سرشار از ناگفته‌ها

در جهانی که تاریخ، اغلب صدای حذف‌شدگان را خاموش می‌کند، پل هاردینگ در «آن بهشت دیگر» سکوت را بدل به روایت می‌سازد. او از طرد نژادی، معنای خانه، حافظه و مقاومت در برابر فراموشی سخن می‌گوید. رمان از رویدادی واقعی الهام می‌گیرد: تخلیۀ اجباری جزیره‌ مالاگا در سواحل مین آمریکا در اوایل قرن بیستم. هاردینگ این واقعۀ تاریخی را به جهانی شاعرانه و اسطوره‌ای بدل می‌کند؛ متین نوروزی: در جهانی که تاریخ، اغلب صدای حذف‌شدگان را خاموش می‌کند، پل هاردینگ در «آن بهشت دیگر» سکوت را بدل به روایت می‌سازد. او از طرد نژادی، معنای خانه، حافظه و مقاومت در برابر فراموشی سخن می‌گوید. رمان از رویدادی واقعی الهام می‌گیرد: تخلیۀ اجباری جزیره‌ مالاگا در سواحل مین آمریکا در اوایل قرن بیستم. هاردینگ این واقعۀ تاریخی را به جهانی شاعرانه و اسطوره‌ای بدل می‌کند؛ جایی که ساکنان جزیره، حاصل درهم‌تنیدگی نژادها و فرهنگ‌ها، در پی زیستن در هماهنگی با طبیعت‌اند، اما جهان بیرون با چهره دولت و علم نژادشناسانه می‌آید تا «نظم اجباری» خود را برقرار کند، و همین آغاز فروپاشی است. گویی جزیره، در این رمان، نمادی از باغ عدن است؛ مکانی نخستین که در آن دو نژاد، چونان آدم و حوا، در معصومیتی ساده زیست می‌کنند تا زمانی که گناه و قدرت وارد می‌شود. هاردینگ با وام‌گیری از روایت‌های عهد عتیق، مدام کتب آسمانی را تورق می‌کند؛ کشتی نوح، سقوط از بهشت و مفاهیم گناه و رستگاری در بافت داستان مانند تاروپود جاری‌اند. اما نویسنده هرگز در دام شعار یا تمثیل‌گرایی نمی‌افتد. او از دل اسطوره، شمایلی انسانی و زمینی می‌سازد: انسان عاصی و ناکامل، نه قدیس مطلق و نه گناهکار مطلق، بلکه کاملا خاکستری. جزیره‌ استعاری سیب، یادآور ناروایی‌های پدران پاک‌دین نویسنده است؛ کسانی که با ادعای نجات، تبعیض را تقدیس کردند. هاردینگ که سال‌ها الهیات و آثار متفکرانی چون جان کالوین و کارل بارت را خوانده، با نگاهی دیالکتیکی به ایمان و تاریخ می‌نگرد: تقابل میان وعدۀ رستگاری و واقعیت گناهِ بشر. زبان او، آغشته به لحن متون مقدس است، اما در همان حال از آنها فاصله می‌گیرد تا تناقض ایمان و اخلاق عیان شود.