1- در چند ماه اخیر نظم عدالت کیفری بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم و بهویژه با تأسیس دیوان کیفری بینالمللی (ICC) با هدف مقابله با بیکیفرمانی جنایات بینالمللی شکل گرفت، با یک چالش مبنایی مواجه شد. باوری که نیست و ادعایی که هست! 1- در چند ماه اخیر نظم عدالت کیفری بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم و بهویژه با تأسیس دیوان کیفری بینالمللی (ICC) با هدف مقابله با بیکیفرمانی جنایات بینالمللی شکل گرفت، با یک چالش مبنایی مواجه شد. باوری که نیست و ادعایی که هست! شگفتانههای ترامپ، این مزیت را داشت که نورافکنی بر اندیشهها انداخت و فهماند شعار حقوقبشرخواهی غربی، زینتبخش نطق بیروح محافل قدرتپرستان است و بس. مشکل آمریکا با دیوان کیفری بینالمللی و شورای حقوق بشر سازمان ملل نبود؛ مشکل اصلی با حقوق بشر است. قدرتپرستان همه انسانها را بهرهمند از حقوق بشر نمیدانند. 2- غرب معتاد به تحریم، حالا دست به کار دیوان کیفری شد. فشارهای سیاسی، اقتصادی و حقوقی برخی دولتهای قدرتمند علیه دیوان کیفری بینالمللی و سایر سازوکارهای حقوقبشری سازمان ملل، بهویژه در زمینه رسیدگی به جنایات ارتکابی در سرزمینهای اشغالی فلسطین، پرسشهایی جدی درباره استقلال، کارآمدی و حتی بقای این سازوکارها مطرح کرده است. این وضعیت، نه صرفا یک اختلاف سیاسی، بلکه نشانهای از بحران عمیق مشروعیت در نظم عدالت کیفری بینالمللی است. فاجعه است اگر حقوق بشر و بینالملل دستمایه سازوکارهایی باشد که خود وسیله تحت سلطه یا ابزار مورد تهدید قدرتهای زورگو باشند.