داستان‌های پیچیده بازار تهران

بازار تهران قلب تپنده شهرمان و قدیمی‌ترین محله تهران است. از زمانی که در عهد شاه‌طهماسب و سپس آقا‌محمدخان حصار اول را دور تهران، روستایی کنار جاده کاروان‌روی راه ابریشم کشیدند، تا امروزی که تهران کلان‌شهری 14 میلیونی با یک‌چهارم جمعیت کشور در منطقه شهری تحت نفوذش، اینجا نشسته است، بازار تهران همیشه محل قدرت و تجارت پایتخت کشورمان بوده است. بازار تهران قلب تپنده شهرمان و قدیمی‌ترین محله تهران است. از زمانی که در عهد شاه‌طهماسب و سپس آقا‌محمدخان حصار اول را دور تهران، روستایی کنار جاده کاروان‌روی راه ابریشم کشیدند، تا امروزی که تهران کلان‌شهری 14 میلیونی با یک‌چهارم جمعیت کشور در منطقه شهری تحت نفوذش، اینجا نشسته است، بازار تهران همیشه محل قدرت و تجارت پایتخت کشورمان بوده است. بازار تهران تنها دکان، سرا و مغازه نیست؛ کانون تصمیم‌گیری اقتصادی نیز هست و دایره نفوذش تنها به آن بلوک شهری بین 15 خرداد تا شوش، خیام تا مصطفی خمینی محدود نمی‌شود. صدها مغازه در خارج از بازار به آن وصل هستند و کارگاه‌ها و انبارهایش، نه‌فقط تمام محلات تاریخی اطراف، بلکه زیر زمین خود بازار را خورده‌اند. یک زیرپله‌ بازار میلیاردها می‌ارزد و از خانه‌های قدیمی و زیبای آن مانند خانه امین‌لشگر و خانه حاج حسین آقای ملک هم به‌زودی دیگر اثری برجای نخواهد ماند. از سوی دیگر همین بازار نمادین شهرمان ثبت میراث ملی ماست و حیف‌مان می‌آید به‌خاطر کسانی که به ارزش‌های میراثی شهر اهمیت نمی‌دهند، این‌طور سریع بعد از 250 سال زندگی باشکوه و پرخاطره، به‌ دلیل ندانم‌کاری و سودجویی عده‌ای قلیل و ناآگاه، از بین برداشته و نابود شود. چندی پیش رسانه‌ها پای غوغای کشف تونل‌های کیلومتری غیرمجاز در زیرزمین بازار تهران را به میان کشیدند. البته قبل از رفتن دادستان به آن زیرزمین‌ها و کشیده‌شدن پای استاندار به ماجرا، ناظران غیررسمی همیشه می‌دانستند که بازاری‌ها در طول زمان زیرزمین مغازه‌های خود را خالی می‌کرده‌اند تا یواشکی فضایی مفید و دم‌دستی برای خود فراهم آورند. یک انبار یا دستدون!؟ دوستی از اهالی بازار می‌گفت: دور و بَر امامزاده زید همیشه حفاری برای گنج بی‌سابقه نبوده و هر‌از‌گاهی بعد از پنجشنبه، جمعه‌ای که می‌گذشت، ناگهان یک سوراخ پیدا می‌شد که برای گنج حفاری کرده بودند. می‌گفت: «زیر حیاط سرا را کندن که سازه را لق نمی‌کنه. قدیم حجره‌ها فقط روی زمین احداث شده بودند. نهایت چهل، پنجاه سانتی‌متر کرسی‌چینی... بعد میومدن زیر حجره‌ها را خالی می‌کردن. زیرزمین می‌کندند. یعنی وسط حجره یه سوراخ حفر می‌کردند و می‌شد انباری. گاهی از انباری یکی، دو تا حجره را به هم وصل می‌کردند یا تونل می‌زدن به پشت مغازه که معمولا خونه مسکونی متعلق به خودشون بود و براشون انباری شده بود... شما روی زمین بازار رو همیشه می‌بینید. اما زیرش برای خودش دنیای عجیب‌و‌غریبی است...». ولی سالن‌های کشف‌شده اخیر در مقیاس بزرگ بوده و «جِرزخوارها»ی کارنابلد طوری آن سالن‌های 70 تا80متری را در زیر سه سرای آزادی، نادری و زیبا در داخل بازار کنده بودند که آن فضاها دیگر به‌هیچ‌وجه قابل مرمت و مقاوم‌سازی نیستند.