اگر اندیشه آیتالله هاشمیرفسنجانی را تحلیل کنیم، به یک هسته ارزشی روشن میرسیم: «توسعه». توسعه در نگاه او مفهومی عمدتا اقتصادی است که با صنعت، تکنولوژی، قدرت تولید و اقتدار اقتصادی پیوند میخورد و ثمره نهایی آن رفاه عمومی است. از این منظر، نظم و امنیت پیششرط توسعهاند و مقابله با استعمار و استبداد ابزارهایی برای رسیدن به توسعه محسوب میشوند. اگر اندیشه آیتالله هاشمیرفسنجانی را تحلیل کنیم، به یک هسته ارزشی روشن میرسیم: «توسعه». توسعه در نگاه او مفهومی عمدتا اقتصادی است که با صنعت، تکنولوژی، قدرت تولید و اقتدار اقتصادی پیوند میخورد و ثمره نهایی آن رفاه عمومی است. از این منظر، نظم و امنیت پیششرط توسعهاند و مقابله با استعمار و استبداد ابزارهایی برای رسیدن به توسعه محسوب میشوند. او قرائتی انضمامی و غیرانتزاعی از پیوند دین و سیاست ارائه میدهد که مصداق عینی آن «جمهوری اسلامی ایران» است. هاشمی بر اصلاح دینی گرایش داشت که هدف اصلی تغییر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سبک زندگی است؛ تغییری که بهتدریج باورها و تفاسیر دینی را نیز دگرگون میکند. این رویکرد مبتنی بر نوعی عقلانیت ابزاری و ساختارگرایانه است که باور دارد با دگرگونی محیط، ذهنیتها نیز ناگزیر تغییر خواهند کرد. در این چارچوب، دین بازتفسیر و عرفیسازی میشود.