بحث درباره آینده ایران در منطقه، صرفا موضوعی سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه مسئلهای راهبردی با ریشههای عمیق تاریخی، تمدنی، ژئوپلیتیکی و ساختاری است. گزارهای که ایران را مستعد تبدیلشدن به «کشور محوری منطقه» میداند؛ کشوری که نظم منطقهای ناگزیر با آن تعریف میشود، نه پیشگویی است و نه اغراق؛ بلکه فرضیهای تحلیلی است که شواهد متعددی در تحولات معاصر از آن پشتیبانی میکند. این نوشتار میکوشد با نگاهی مستند، چندلایه، ظرفیتها و محدودیتها را همزمان ببیند و از سادهسازی، شعارزدگی یا نگاه صرفا آرمانخواهانه پرهیز کند. محمد مقصود-پژوهشگر: بحث درباره آینده ایران در منطقه، صرفا موضوعی سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه مسئلهای راهبردی با ریشههای عمیق تاریخی، تمدنی، ژئوپلیتیکی و ساختاری است. گزارهای که ایران را مستعد تبدیلشدن به «کشور محوری منطقه» میداند؛ کشوری که نظم منطقهای ناگزیر با آن تعریف میشود، نه پیشگویی است و نه اغراق؛ بلکه فرضیهای تحلیلی است که شواهد متعددی در تحولات معاصر از آن پشتیبانی میکند. این نوشتار میکوشد با نگاهی مستند، چندلایه، ظرفیتها و محدودیتها را همزمان ببیند و از سادهسازی، شعارزدگی یا نگاه صرفا آرمانخواهانه پرهیز کند. چارچوب نظری: ایرانِ محوری یا هژمون؟