فارین پالیسی در گزارشی تحلیلی، به بررسی نقش روسیه در حمایت از جمهوری اسلامی ایران در برابر موج اعتراضهای سراسری جاری پرداخته است و توضیح میدهد که مسکو چگونه، بدون مداخله نظامی مستقیم، ابزارهای سرکوب امنیتی و اطلاعاتی تهران را تقویت میکند. بر اساس این گزارش، روسیه در یک سال گذشته فرسایش ستونهای اصلی شبکه رژیمهای اقتدارگرای متحد خود را شاهد بوده است. فروپاشی حکومت بشار اسد در سوریه مسکو را از مهمترین متحد عربی خود و یکی از ستونهای کلیدی در قدرتنمایی منطقهایاش محروم کرد. اقدام ایالات متحده در بازداشت غافلگیرکننده نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، در ابتدای ماه ژانویه نیز شکنندگی شبکه متحدان روسیه را بیشازپیش آشکار کرد. اکنون، در حالی که اعتراضهای سراسری ایران را فرا گرفته است و بقای جمهوری اسلامی را تهدید میکند، کرملین چگونه واکنش نشان خواهد داد؟ روسیه جمهوری اسلامی را از طریق مداخله نظامی مستقیم نجات نخواهد داد، زیرا این اقدام زیرپا گذاشتن خط قرمزهای چنددههای روسیه است. به جای آن، همان کاری را میکند که طی دو دهه گذشته بارها هنگام مواجهه شرکای اقتدارگرایش با تهدیدهای داخلی انجام داده است: کمک به تقویت ابزارهای سرکوب، انتقال تجربههایش در مهار نارضایتیهای اجتماعی و محافظت از رژیم در برابر فشارهای خارجی. مسکو در عرصه عمومی، به ادبیات آشنای خود بازگشته و با محکوم کردن «دخالت خارجی»، درباره بیثباتسازی منطقه هشدار میدهد و بر احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی تاکید میکند. اما در پشت صحنه و در خلوت، نقشش بسیار تعیینکنندهتر است و تجهیزات کلیدی نظامی و فناوریهای پیشرفته سرکوب اینترنتی را در اختیار رژیم ایران میگذارد. برای مسکو، ثبات رژیم ایران فقط مسئله مقابله با نفوذ خارجی نیست؛ بلکه مستقیما به ترسهای روسیه از شکنندگی نظم اقتدارگرایانه خود در داخل کشورش گره خورده است. سران روسیه اعتراضهای تودهای را نه رخدادهایی مقطعی، بلکه زنجیرهای خطرناک از سرایت، ریزش هسته قدرت و فروپاشی شتابان رژیم خود میبینند. این هراسها حاصل تجربههای تکاندهندهای چون انقلابهای رنگی دهه ۲۰۰۰، اعتراضهای ۲۰۱۲ــ۲۰۱۱ روسیه و جنبش سبز ایران است؛ تجربههایی که برداشت هر دو حکومت را از ناآرامی داخلی برای همیشه تغییر داد. این همگرایی زمینه همکاری پایدار در حوزه سرکوب را فراهم کرد. جمهوری اسلامی طی یک دهه گذشته از فناوریهای نظارتی روسیه، دانش امنیت داخلی، و درسهای نهادی برگرفته از تلاشهای مسکو برای مهار اعتراضها از جمله سامانههای شنود، ابزارهای پیشرفته پایش، فناوریهای بازجویی و نرمافزارهایی برای ردیابی، بازدارندگی و مختلسازی شبکههای اعتراضی سازمانیافته بهرهمند شده است. بخش زیادی از این همکاریها در قالب توافقهایی دوجانبه و رسمی شده با عناوین ظاهری «تامین نظم عمومی»، «مقابله با تروریسم» و «حاکمیت» صورتبندی شدهاند؛ پوششی سیاسی برای آنچه در عمل همکاری امنیتی برای حفظ رژیم است. در میان این توافقها، متن «پیمان مشارکت راهبردی جامع ۲۰۲۵» دو کشور افشاگرانه است. مفاد آن دقیقا برای رژیمهایی طراحی شده که با ناآرامی داخلی بهویژه در حوزههای دیجیتال و اطلاعاتی مواجهاند. این پیمان خواستار همکاری در «امنیت اطلاعات بینالمللی»، هماهنگی علیه استفاده «مجرمانه» از فناوریهای اطلاعاتی، حمایت از حاکمیت دولتها در فضای اطلاعاتی و تبادل تجربه در بخش اینترنت ملی است. این پیمان عملا چارچوب حقوقی و سیاسی لازم را برای همه کمکهایی که تهران اکنون بیش از همه به آن نیاز دارد، فراهم میکند. آنچه در واکنش مسکو بهطور معناداری غایب است، تعهد به مداخله نظامی مستقیم است، اما این حذف هم عامدانه است. نه روسیه و نه جمهوری اسلامی هرگز انتظار ندارند دیگری هنگام یک بحران داخلی برای دیگری نیرو اعزام کند. شراکت آنها همواره بر مبنای خطوط دیگری بوده است. در ابتداییترین سطح، روسیه دههها است با فروش انواع سلاحهاــ از ابزارهای کنترل جمعیت تا سرکوب نظامیــ در سیستم امنیت داخلی جمهوری اسلامی تنیده شده است. نیروی انتظامی، بسیج و یگانهای سپاه همگی به سلاحهای سبک الگوی کلاشنیکف مبتنی بر طراحیهای روسی مجهزند. این پایه پس از انتقال تفنگهای ایکی-۱۰۳ (AK-103) به سپاه در سال ۲۰۱۶ عمیقتر شد و سپس با تولید گونههای مشابه در داخل ادامه یافت. این سلاحها زمانی به کار میآیند که برخورد با اعتراضها مرحله کنترل جمعیت عبور کند و سیستم بخواهد به برخوردهای مرگبار متوسل شود. جمهوری اسلامی بارها در سرکوبهای بزرگ از تسلیحات با طراحی شوروی استفاده کرده است. استفاده از تفنگ نشانهزنی دراگانوف اسویدی (SVD) علیه معترضان که امکان کشتارهای گزینشی و هدفمند از فاصله را فراهم میکند، مستند شده است. در اعتراضهای آبان ۱۳۹۸، از مرگبارترین اعتراضهای تاریخ جمهوری اسلامی، نیروهای امنیتی از تیربارهای پیکاام (PKM) نصبشده روی خودرو بهره بردند. گزارشهای بعدی از بهکارگیری تانکهای جنگی تیــ۷۲ (T-72) نیز حکایت داشت؛ تانکهایی که به تیربارهای هممحور مشتق از پیکاام مجهز بودند. جمهوری اسلامی همچنین ذخایر قابلتوجهی از پلتفرمهای زرهی دوران شوروی را که برای نقشهای امنیت داخلی سازگار شدهاند هنوز حفظ کرده است؛ از جمله نفربرهای زرهی (BTR-60 و BTR-50) و خودروهای رزمی پیادهنظام سری بیامپی (BMP). این پلتفرمها به مرور زمان، مشخصا برای سرکوب داخلی تغییر کاربری یافتهاند. بیتیآرــ۶۰ها به سلاحهای سنگینتر مجهز شدند، بیتیآرــ۵۰ها به خودرو رزمی پیادهنظام «مکران» با زره تقویتشده و توپهای ۳۰ میلیمتری کنترل از راه دور تبدیل و بیامپیها با مهندسی معکوس، به نفربر زرهی تولید داخل «براق» بدل شدند. روسیه هلیکوپترهایی هم در اختیار جمهوری اسلامی گذاشته است که در سرکوبها، امکان جابهجایی سریع و برتری روانی را افزایش میدهد. تهران طی قراردادهای تسلیحاتی دهه ۱۹۹۰، دستکم ۲۵ فروند هلیکوپتر ترابری میــ۱۷ (Mi-17) خریداری کرد که برای انتقال نیروهای امنیتی در سراسر کشور و پروازهای ارتفاع پایین بر فراز مناطق ناآرام به کار رفتند. در اعتراضهای آبان ۱۳۹۸، گزارشهای محلی از هماهنگی عملیات امنیتی با هلیکوپترها همزمان با محاصره معترضان خبر میدادند؛ ابزاری برای ارعاب، فرماندهی و کنترل، حتی بدون شلیک مستقیم. ایران اخیرا خرید هلیکوپترهای تهاجمی میــ۲۸ (Mi-28) «هاوک» را هم تایید کرده است؛ هلیکوپترهایی که برای عملیات ضدشورش و نبرد شهری طراحی شدهاند. هرچند از استفاده آنها علیه معترضان شواهد تاییدشدهای وجود ندارد، تامین آنها نشانه برنامهریزی برای مواجهه با شرایطی است که در آن، ناآرامیها از اعتراضات غیرمسلحانه، فراتر میرود. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) اما افشاگرانهتر از همه شاید این باشد که روسیه چگونه به جمهوری اسلامی یاری داد ضعفهایش را که در اعتراضهای قبلی برملا شدند، برطرف کند. در بهار ۱۴۰۲ (مارس ۲۰۲۳)، شش ماه پس از آغاز اعتراضها در پی مرگ مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، هیئتی ۱۷ نفره از ایران هشت روز را به بازدید از شرکتهای تابعه یک مجتمع بزرگ صنایع دفاعی روسیه اختصاص داد. تمرکز نه بر جنگ متعارف، بلکه بر امنیت داخلی بود: شوکرها، نارنجکهای صوتیــنوری، مواد تخریبی برای شکستن موانع و دیگر سامانههای موسوم به «غیرکشنده» که برای ناتوانسازی معترضان و مدیریت هزینههای سیاسی تلفات گسترده طراحی شده بودند. این یک خرید معمول نبود، بلکه حاصل ارزیابیهای پس از بحران تهران بود که مسکو را در نقش مرجع متخصص در حفظ کنترل اقتدارگرایانه تحت فشار مستمر، معرفی میکرد. این ارزیابی به نتایجی ملموسی هم انجامید. در اواخر سال ۲۰۲۵، مسکو بیسروصدا حدود ۴۰ دستگاه اسپارتاک، خودرو زرهی مقاوم در برابر مین، را به ایران تحویل داد؛ خودروهایی که مشخصا برای گارد ملی روسیه و به منظور اجرای عملیات شهری طولانیمدت علیه تهدیدهای داخلی بهروز شدهاند. اسپارتاک برخلاف پلتفرمهای قدیمی دوران شوروی، سامانهای مدرن و هدفمند است که بدنهای بهشدت مقاوم، مقاومت در برابر انفجار و امکان نصب سلاحهای سنگین را یکجا دارد. این ابزار برای کنترل نمادین جمعیت طراحی نشده است، بلکه برای رژیمهایی که ناآرامی پایدار، مقاومت مسلحانه احتمالی یا تزلزل در نیروهای امنیتی خود را پیشبینی میکنند، بهمنزله یک بیمهنامه قوی عمل میکند. زمانبندی تحویل نیز نیت مسکو را برجسته میکند. میان دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶، همزمان با تشدید اعتراضها در ایران، هواپیماهای ترابری ایلوشینــ۷۶ روسیه و بلاروس پروازهای مکرری به تهران انجام دادند. آن هم از مسیرهایی که برای اجتناب از حریم هوایی ناتو طراحی شده بود. اگر سرکوب خونین آخرین خط دفاع رژیم باشد، نقش اصلی روسیه در جایی دیگر است: کنترل فضای اطلاعاتی، آن هم وقتی اعتراضها سراسری میشوند. قطع اینترنت که از ۸ ژانویه آغاز شد، بیسابقه است. نه به این دلیل که اتصال مردم ایران با جهان را قطع کرد، بلکه چون گذار از سانسور علنی به «ارتباط مدیریتشده» را نشان داد. شبکههای موبایل و دسترسی بینالمللی قطع شدند، در حالی که پلتفرمهای دولتی، خدمات بانکی و زیرساختهای داخلی مجاز آنلاین ماندند. جامعه بهطور دیجیتال بیحرکت شد، اما دولت فرماندهی و کنترل خود را حفظ کرد. این نتیجه نامتقارن، بازتاب الگویی است که روسیه سالها است در داخل خود پرورده است: سرکوبی که اتحاد مردمی را مختل میکند، بیآنکه ظرفیت حکمرانی رژیم را تضعیف کند. هسته این توانمندی ساختار کنترل شبکهای است که با کمک روسیه شکل گرفته و بر فناوری رصد و تحلیل عمیق ترافیک اینترنتی یا دیپیآی (DPI/Deep Packet Inspection) و یکپارچهسازی آن با سازوکارهای شنود قانونی استوار است. دیپیآی به سران جمهوری اسلامی امکان میدهد از مسدودسازی ساده وبسایتها فراتر بروند و در شناسایی اپلیکیشنهای خاص، تشخیص ویپیانها، تضعیف خدمات پیامرسانهای رمزگذاریشده و کندسازی گزینشی پلتفرمهای مورداستفاده برای هماهنگی اعتراضها موفق باشند. ارزش راهبردی این رویکرد نه سانسور بهخودی خود، بلکه انعطاف عملیاتی است: قابلیت شکستن شبکههای ارتباطی در مکانها، زمانها و گروههای مختلف، بدون آنکه چرخ اقتصاد و اداره کشور از کار بیفتد. همین انعطاف است که سرکوب را به جای چند روز، برای هفتهها پایدار میکند. دخالت روسیه به لایههای عملیاتی که کنترل شبکه را به خدمات امنیتی پیوند میزند، نیز گسترش یافته است. شرکتهای مخابراتی روسیه به اپراتورهای موبایل در ایران برای استقرار سامانههای شنود، پایش و کنترل ترافیک کمک کردهاند؛ سامانههایی که دیپیآی را با چارچوب شنود قانونی جمهوری اسلامی یکپارچه میکند. این پیوند فراتر از نظارت منفعلانه است، زیرا به نهادهای امنیتی اجازه میدهد کانونهای هماهنگی را شناسایی کنند، الگوهای ارتباطی را ردیابی کنند و همزمان با تحول اعتراضات، واکنش پویاتری نشان دهند؛ آنچه در عمل، سرکوب را از بازداشتهای انبوه واکنشی به اخلال پیشدستانه منتقل میکند، فقدان قطعیت را افزایش میدهد، بسیج عمومی را کند میکند و اعتماد میان سازماندهندگان را میفرساید؛ دقیقا همان تکنیکهایی که مقامهای روسیه برای خاموش کردن نارضایتیها، بدون توسل به خشونت گسترده و مداوم، به کار بستهاند. جنگ الکترونیک نیز در این ساختار جای میگیرد، اما نقش آن نباید بیشبراورد شود. سامانههایی مانند کراسوخاــ۴ (Krasukha-4) و مورمانسکــانبی (Murmansk-BN) که اساسا برای اختلال در ارتباطات نظامی و پیوندهای ماهوارهای طراحی شدهاند، میتوانند برای تضعیف سامانههای وابسته به جیپیاس و ارتباطات ماهوارهای در حاشیه بهینه شوند. نقش آنها در ناآرامی داخلی مکمل است نه تعیینکننده و به افزایش اصطکاک، کاهش قابلیت اتکا و پیچیدهسازی گزینههای جایگزین و نه «خاموش کردن» کامل اتصال کمک میکند. این تمایز در ارزیابی اینترنت ماهوارهای اهمیت دارد. استارلینک هرگز در داخل ایران راهحلی فراگیر نبوده است، زیرا دسترسی به ترمینالهای آن محدود است، نگهداری آنها جرمانگاری شده و پراکندگی جغرافیایی آن ناهمگون است. دولت حتی بدون اخلال کامل، هم میتواند بخش عمده کارآمدی استارلینک را برای اعتراضها، از طریق ضبط تجهیزات، ارعاب و مداخله گزینشی، خنثی کند. استارلینک تابع کنترلهای دسترسی جغرافیایی است؛ بنابراین میتوان سرویس آن را از طریق جنگ الکترونیک مبتنی بر جیپیاس مختل یا دستکاری کرد؛ قابلیتی که روسیه در اوکراین بهطور گسترده به کار گرفته است. درس اعتراضهای کنونی این نیست که روسیه به جمهوری اسلامی کمک کرد استارلینک را «شکست» دهد، بلکه این است که روسیه به ایران کمک کرد سامانهای چندلایه بسازد که در آن راهحلهای ماهوارهای نتوانند به بسیج سراسری کمک کنند. رویکرد روسیه به بحران ایران بازتاب منطقی راهبردی، روشن و محدود است. مسکو به خیابانهای ایران نیرو اعزام نخواهد کرد یا برای نجات رژیم مداخله نظامی مستقیم انجام نخواهد داد. چنین اقدامی پرهزینه است، واکنش بینالمللی را تشدید میکند و خطر گرفتار شدن روسیه را در تعهدی بیپایان، شبیه سوریه، دارد؛ نتیجهای که کرملین مصمم است از آن بپرهیزد. مهمتر آنکه مداخله آشکار احتمالا به تضعیف تهران میانجامد نه تثبیت آن، زیرا رژیم را وابسته به نیروی خارجی نشان میدهد و ممکن است درست در لحظهای که دولت میکوشد کنترل و اقتدار خود را القا کند، احساسات ملیگرایانه را شعلهور کند. بنابراین روسیه به جای آن، کاری را ادامه خواهد داد که نشان داده است توان انجامش را دارد؛ یعنی توانمند کردن رژیم برای نجات خود. این یعنی حمایتهای پنهان اما پایدار که ظرفیت قهری جمهوری اسلامی را تقویت و در عین حال امکان انکار معقول را حفظ میکند. روسیه در نقش سپری دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی ایران هم تلااش خواهد کرد. این کشور بهعنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، میتواند با تحریم ها مخالفت یا آنها را ملایمتر کند، بحران را مسئلهای داخلی و مربوط به حاکمیت جلوه دهد و روایت «دخالت خارجی» را تقویت کند تا انتقادهای غرب را از اثر بیندازد. این مصونسازی دیپلماتیک برای مسکو هزینه اندکی دارد، اما برای تهران بسیار اثرگذار است، زیرا از شکلگیری اجماع بینالمللی پیرامون اقدامهای تنبیهی که میتواند رژیم را در مقطع فشار داخلی، بیشتر تضعیف کند، جلوگیری میکند. با این حال، اگر دامنه مانور روسیه از سرکوب بحران فراتر رود و به تقابل آشکار با ایالات متحده بینجامد، بهشدت محدود خواهد شد. حملات نظامی آمریکا محاسبات مسکو را دگرگون میکند. اقدام مستقیم ایالات متحده همزمان دو اثر متضاد دارد: از یک سو، با بالا بردن خطر درگیری و بستن مسیرهای حمایت پنهان، دست روسیه را میبندد و از سوی دیگر، انگیزه مسکو را برای تشدید کمکها بدون ورود مستقیم به میدان، افزایش میدهد. در چنین سناریویی، روسیه احتمالا همچنان از اعزام آشکار نیرو پرهیز میکند، اما میتواند حمایتها را از طریق مسیرهای موجود، یعنی تسریع تحویل سلاح، گسترش تبادل اطلاعات، تعمیق همکاریهای سایبری و جنگ الکترونیک، و پشتیبانی سیاسی صریحتر بیشتر کند. این گامها نه از سر اعتمادبهنفس، بلکه از سر ترس خواهد بود. هرچه جمهوری اسلامی به فروپاشی رژیم نزدیکتر شود، روسیه ممکن است بیشتر احساس کند که باید کاری بکند؛ حتی اگر گزینههایش پرخطرتر و محدودتر شوند. در عین حال، توان روسیه برای شکلدهی به پیامدها نیز همچنان محدود خواهد ماند. روسیه نمیتواند آثار اقدام نظامی آمریکا را معکوس کند، اقتصاد ایران را ترمیم کند، یا صرفا با حمایت خارجی مشروعیت داخلی را بازگرداند. حتی تلاش تشدیدشده روسیه نیز بیش از آنکه آینده سیاسی جمهوری اسلامی را تعیین کند، با هدف خریدن زمان خواهد بود. بنابراین آنچه در حال رخ دادن است، آزمونی است نه فقط برای بقای رژیم ایران، بلکه برای این پرسش که وقتی مشروعیت داخلی و فشار خارجی همزمان همگرا میشوند، آیا همکاری اقتدارگرایانه میتواند مانع فروپاشی شود یا صرفا آن را به تاخیر میاندازد. روسیه بر این باور است که حمایت لایهای و قابلانکارش میتواند رژیم ایران را به اندازهای سرپا نگه دارد که از یک پیامد فاجعهبار پرهیز شود. این براورد حسابشده به همان اندازه که از اعتماد به سرکوب ناشی میشود، از ترس روسیه از دست دادن یک شریک دیگر سرچشمه میگیرد. اینکه روسیه در این قمار موفق خواهد شد یا نه، معلوم نیست، اما این واقعیت روشن است که هرچه بحران تشدید میشود، مسکو هزینه دست روی دست گذاشتن را سنگینتر میبیند؛ آن هم در حالی که خطر درگیر شدن عمیقتر نیز بهطور موازی بالا میرود. ایران جمهوری اسلامی روسیه خیزش مردمی خیزش ایرانیان کشتار جمعی ایرانیان کشتار ایرانیان برای مسکو، ثبات رژیم ایران فقط مسئله مقابله با نفوذ خارجی نیست؛ بلکه مستقیما به ترسهای روسیه از شکنندگی نظم اقتدارگرایانه خود در داخل کشورش گره خورده است ایندیپندنت فارسی جمعه, ژانویه 16, 2026 - 11:15
مردی که در تظاهرات حمایت از الکسی ناوالنی در مسکو دستگیر شده استــ AP
سیاسی و اجتماعی related nodes: تلگراف: در ایران «رود خون» جاری است چرا ترکیه مایل نیست تغییر چندانی در ایران رخ دهد؟ خونینترین فصل تاریخ سرکوب در ایران؛ خامنهای رکورد قساوت آغا محمدخان را شکست SEO Title: روسیه چطور به جمهوری اسلامی برای سرکوب معترضان کمک میکند؟ Inner related node: تلگراف: در ایران «رود خون» جاری است چرا ترکیه مایل نیست تغییر چندانی در ایران رخ دهد؟ خونینترین فصل تاریخ سرکوب در ایران؛ خامنهای رکورد قساوت آغا محمدخان را شکست copyright: