در میان صدها ویدیو و تصویری که از ایستادگی و مقاومت مردم آزادیخواه در جریان انقلاب ملی ایرانیان به جهان مخابره شد، صحنههایی نیز از شهر اصفهان بیرون آمد که تمدن باستانی و تاریخ هزاران ساله مبارزات سیاسی و اجتماعی این شهر را زنده کرد. مبارزان انقلابی در قلب فلات مرکزی ایران، زیر رگبار مداوم گلوله و سرکوب بیامان، یکصدا بانگ «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند و پایههای حکومت استبدادی خامنهای را به لرزه درآوردند. ویدیوهایی که از اعتراضهای خیابانی اصفهان از هجدهم تا بیستویکم دیماه منتشر شد، نشان میداد که مبارزان انقلابی در خیابانها و مناطق مهم شهر مانند چهارباغ، ملکشهر و سیوسهپل با وجود شلیک بیوقفه گاز اشکآور و گلولههای جنگی، نهتنها صحنه را ترک نکردند، بلکه با سنگربندی و سر دادن شعار «جاویدشاه» کنترل بخشهایی از شهر را به دست گرفتند و یکی از ساختمانهای صداوسیمای این شهر را بهعنوان نهاد سرکوب آتش زدند. سرکوبگران در این شهر چیزی از قساوت کم نگذاشتند و طبق روایت برخی شاهدان، در اصفهان هم مانند دیگر نقاط ایران «حمام خون» راه انداختند. با این حال، تصویری که از مبارزه و ایستادگی اصفهانیها به جهان مخابره شد، بار دیگر ثابت کرد که این کهنشهر تاریخی از هزاران سال پیش تاکنون همچون دژی مستحکم بوده که در برابر هیچ اجباری سر خم نکرده است و بیدلیل نیست که آن را «نصف جهان» مینامند؛ شهری که حالا در دیماه ۱۴۰۴ برگی دیگر از کارنامه ایستادگیاش به نام ایران را رقم زده است. تاریخ باستانی اصفهان؛ از «گابا» تا «سپاهان» باستانشناسان اصفهان را شهری میدانند که لایههای تمدنی مختلف از مادها تا ساسانیان گرفته تا صفویان در آن وجود دارد. جایگیری جلگه اصفهان در میان بیابانها و کوههای خشک مرکز ایران، در کنار موقعیت ارتباطی ویژه آن در قلب فلات، سبب شده است که پیشینه این شهر بهگونهای جداییناپذیر، با تاریخ ایران پیوند بخورد. پژوهشهای باستانشناختی نشان میدهد که این منطقه از هزارههای پیشاتاریخ محل استقرار پایدار انسان بود و در ادوار کهن، نقش پلی میان نواحی شرقی کمارتفاع و سرزمینهای کوهستانی غربی ایران را ایفا میکرد و پناهگاهی برای مردمان گریزان از سرمای کوهستان یا خشکی و گرمای فلات بود. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) سابقه اصفهان را در روایتهای اسطورهای به روزگار پیشدادیان میبرند و بنای آن را به تهمورث، سومین پادشاه این سلسله، نسبت میدهند. در منابع کهن، این شهر با نامهایی مانند «گابا»، «گابیان» و «گی» شناخته میشود. بعدها نام «ژی» یا «زی» برای آن رواج یافت و پس از آن نیز در متون دوره اسلامی به «جی» تبدیل شد. اصفهان در دوره هخامنشیان، یکی از مراکز مهم اقامتی و ارتباطی مهم بود و به سبب قرار گرفتن در تقاطع راههای اصلی، موقعیت راهبردی داشت. استرابون، جغرافیدان یونانی، نزدیک به دو هزار سال پیش، از این ناحیه بهعنوان یکی از مراکز ایران یاد کرده است. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد اصفهان پیش از اسلام ساختار دوپاره آن بود. در کنار شهر جی، منطقهای به نام یهودیه وجود داشت که بر اساس روایتهای تاریخی، محل سکونت یهودیانی بود که پس از فتح بابل به دست کوروش بزرگ به این منطقه کوچ کردند. مورخانی مانند ابن خلدون این روایت را تایید کردهاند. در دوران اشکانیان، به دستور مهرداد یکم، پادگانی نظامی در شهر اصفهان تاسیس شد که وظیفهاش آموزش نیروهای کمکی برای سپاه اشکانی بود. انتخاب اصفهان بهعنوان مرکزی برای تقویت سپاه در دوران ساسانیان نیز ادامه یافت و از همان زمان بود که نام «اسپهان» یا «سپاهان» بهتدریج جایگزین نام گی شد. این نامگذاری در کارکرد نظامی شهر ریشه داشت، چرا که سپاهیان نواحی جنوبی ایران، از فارس و سیستان تا کرمان، در این منطقه گرد میآمدند و از آنجا رهسپار میدانهای نبرد میشدند. در دوره ساسانی، اسپهان گاه ولیعهدنشین شاهنشاهی نیز بود و از امتیازهایی برخوردار میشد که شهرهای دیگر نداشتند. پس از فتح ایران به دست سپاه اسلام و به سبب نبود حرف «پ» در زبان عربی، واژه اسپهان بهتدریج به صورت «اصفهان» درآمد و این نام معربشده تا امروز باقی ماند. برخی پژوهشگران نیز ریشه این نام را به واژههای باستانی ویسپا، وسپا، ایسپا، ویستا و ویشتا در فارسی باستان و اوستایی پیوند میدهند؛ واژههایی با معانی «شریف، بزرگ، بلندمرتبه و جنگاور». این برداشت با روایت فردوسی در شاهنامه، آنجا که اصفهان را «نهاد بزرگان و جای مهان» میخواند، نیز همخوانی دارد. تاریخ اصفهان پس از اسلام تا صفویان در پی حمله اعراب مسلمان به ایران و سقوط بسیاری از شهرهای ایران، اصفهان نیز در سال ۲۳ هجری قمری به دست اعراب فتح شد و تا آغاز سده چهارم هجری تحت سلطه خلافت اسلامی قرار داشت. با این حال، اسناد تاریخی نشان میدهد که این شهر با وجود دگرگونی سیاسی، کالبد فرهنگی و پیشینه تمدنیاش را حفظ کرد تا اینکه نقطه عطف آزادسازی این شهر رقم خورد و مرداویج زیاری با سپاهیانش از گیلان به مازندران آمد و این شهر را از سلطه خلافت اسلامی بیرون آورد و آن را پایتخت حکومت خود کرد. مرداویج با برگزاری باشکوه جشن سده در اصفهان، کوشید پیوندهای فرهنگی و هویتی ایران پیش از اسلام را احیا کند و نشانهای از بازگشت استقلال سیاسی ایرانیان را به نمایش بگذارد. پس از کشتهشدن مرداویج در سال ۳۲۷ هجری قمری، اصفهان به دست رکنالدوله دیلمی افتاد. او نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد و با تثبیت قدرت آلبویه، این شهر بار دیگر رونق گرفت و به یکی از مراکز مهم علمی، ادبی و فرهنگی ایران تبدیل شد. بسیاری از دیوارها و استحکامات قدیمی اصفهان در همین دوره، یعنی سده چهارم هجری ساخته یا بازسازی شدند. در بهار سال ۴۴۲ هجری قمری، طغرل بیک سلجوقی، پس از محاصرهای طولانی و ویرانگر، اصفهان را فتح و به آن آسیبهای فراوانی وارد کرد. این شهر در دوران ملکشاه سلجوقی و وزیرش خواجه نظامالملک طوسی دوباره به شکوفایی رسید و با ساخت بناهای متعدد دینی و علمی، به یکی از کانونهای اصلی تمدن ایرانی و اسلامی تبدیل شد. ناصر خسرو، شاعر و جهانگرد نامدار، سال ۴۴۴ هجری قمری، تنها دو سال پس از ویرانیهای ناشی از حمله طغرل، وارد اصفهان شد و شهری را توصیف کرد که با وجود زخمهای جنگ، بار دیگر سامان یافته و رو به بهبود است: «شهری است بر هامون نهاده، آبوهوایی خوش دارد و هر جا که ۱۰ گز چاه فرو برند، آبی سرد و خوش بیرون آید. در شهر جویهای آب روان است و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینهای بزرگ و نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است.» اصفهان، دوران طلایی صفوی و نصف جهان نقطه اوج تاریخ شهری اصفهان در دوران صفویان رقم خورد؛ دورانی که این شهر از یک مرکز منطقهای مهم به یکی از مهمترین شهرهای مشرقزمین تبدیل شد. در سال ۱۰۰۶ هجری قمری، شاه عباس صفوی ضمن انتقال پایتخت ایران از قزوین به اصفهان، الگوی شهرسازی نوینی را پایهگذاری کرد که تا آن زمان بیسابقه بود. با دستور شاه صفوی، در این شهر بهسرعت مسجدها، مدرسهها، آبانبارها، پلها، کاروانسراها و کاخهای متعدد ساخته شد. دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان و چهرههای شاخص از چهارگوشه ایران به اصفهان دعوت شدند تا در بازآفرینی شهر به قدر بضاعت خود، سهم ایفا کنند. در این میان با ابتکار شیخ بهایی، شبکههای پیشرفته آبرسانی، تقسیم آب زایندهرود و سامانههای ارتباطی شهری طراحی و اجرا شد که تا قرنها بعد نیز کارآمد باقی ماندند. در کنار این اقدامها، شاه عباس با بنیانگذاری شهر بازرگانی نجفآباد در چند کیلومتری غرب اصفهان، یک پشتوانه زراعی و اقتصادی پایدار برای پایتخت جدید فراهم کرد. این تصمیم اصفهان را از نظر تامین آذوقه و امنیت غذایی، به شهری کمنظیر در جهان آن روز تبدیل کرد. همچنین با افزوده شدن محلههای جدید از جمله عباسآباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان پهنه شهری اصفهان چنان گسترش یافت که حتی از قسطنطنیه نیز بزرگتر بود. اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا زمان مرگ او، بهگواه بسیاری از منابع، مهمترین و بزرگترین شهر مشرقزمین بود. شهری که دهها مسجد، کاخ، مدرسه، حمام عمومی و گورستان در آن ساخته شده بود و همزمان مرکز سیاست، مذهب، تجارت، هنر و دیپلماسی جهانی نیز به شمار میرفت. در کانون این نظم جدید، میدان نقش جهان قرار داشت؛ میدانی که نهفقط یک فضای شهری، بلکه تجسمی از جهانبینی صفوی بود. پیوند مسجد، کاخ، بازار و میدان ساختاری پدید آورد که قدرت سیاسی، مشروعیت مذهبی و اقتصاد شهری را در یک قاب واحد گرد میآورد. دقیقا از همانجا به بعد بود که عبارت «اصفهان، نصف جهان» رواج یافت. جهانگردان اروپایی نیز به این موضوع اذعان کردهاند. از جمله ژان شاردن، جواهرفروش و سیاح فرانسوی که سالها در اصفهان زندگی کرد، معتقد بود که اصفهان از نظر وسعت و جمعیت با بزرگترین شهرهای اروپا برابری میکند. او در سفرنامهاش بهتفصیل شرح میدهد که اصفهان کانون تجارت دنیا است و از هر ملیتی در آن یافت میشود. ژان باپتیست تاورنیه، دیگر جهانگرد فرانسوی، که چندین بار به ایران سفر کرد، اصفهان را شهری مینامد که «تمام آسیا را در خود جای داده است». او به نظم میدان نقش جهان و شکوه بازارها اشاره میکند و معتقد است که تنوع کالاهای جهانی در اصفهان به قدری است که گویی نیمی از ثروت جهان در این شهر متمرکز شده است. پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی که در زمان شاه عباس به اصفهان آمد، چنان شیفته شهر شد که آن را زیباترین شهر جهان نامید. او اشاره میکند که ایرانیان خودشان با افتخار شهرشان را «نصف جهان» مینامند. تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم اصفهان اصفهان از دوران باستان تا امروز بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای ایران، همواره یکی از کانونهای پایدار مقاومت مدنی، اعتراض اجتماعی و کنش سیاسی نیز بود و نکته قابل تامل اینکه تصرف آن هرگز برای زیادهخواهان آسان نبود در جریان حمله اعراب به ایران، اصفهان بیدرنگ سقوط نکرد. ساختار دوپاره جی و یهودیه، دیوارها و توان دفاعی شهر، موجب شد که مقاومتهایی در برابر نیروهای مهاجم شکل گیرد. اصفهانیها در جریان حمله مغول نیز بسیار ایستادگی کردند. در واقع حمله مغول در سده هفتم هجری، یکی از ویرانگرترین فصلهای تاریخ اصفهان است. سپاهیان مغول که پیشتر شهرهای بزرگی چون نیشابور و ری را به خاک و خون کشیده بودند، با خشونتی بیسابقه وارد فلات مرکزی ایران از جمله اصفهان شدند. منابع تاریخی از قتلعام گسترده مردم اصفهان در جریان یورش مغولان سخن گفتهاند؛ رویدادی که بخش بزرگی از جمعیت شهر را نابود کرد. کمالالدین اصفهانی، فرزند جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی، قصیدهسرای قرن هفتم هجری، از جمله کسانی بود که در حمله مغول به این شهر کشته شد. بهرغم ویرانگری گسترده مغولان، اصفهان از ویرانههایش دوباره بهپا خاست و در دوره ایلخانان، دوباره جان گرفت و شبکههای محلی، بازارها و مهارتهای شهری دوباره فعال شدند. این بازسازی تدریجی، حاصل پایداری جامعه شهری بود که آموخته بود چگونه در دل فاجعه زنده بماند. آرامش نسبی که سالهای بعدی در اصفهان به وجود آمده بود، پس از قیام پیشهوران و عامه مردم اصفهان علیه باجگیران حکومتی و با یورش تیمور لنگ در سال ۷۸۹ هجری قمری به شکلی تراژیک درهم شکست. حمله تیمور به قتلعام وسیع و ساخت مناره از سرهای بریده منجر شد، اما نام اصفهان را بهعنوان شهری تسلیمناپذیر در تاریخ ثبت شد. این شهر پس از دوران طلایی شاه عباس صفوی، در زمان شاه سلطان حسین، بار دیگر هدف هجوم قرار گرفت. این بار هجوم محمود افغان و محاصره هفتماهه شهر، قحطی هولناک و سقوط شاه سلطان حسین، اصفهان را به سوگی عمیق نشاند که پایانبخش عصر اقتدار صفوی بود. اگرچه با ظهور نادرشاه افشار و پیروزی در نبرد «مورچهخورت»، افغانها بیرون رانده شدند، با انتقال پایتخت به مشهد، اصفهان از مرکزیت سیاسی خارج شد. در دوران قاجار این شهر به یکی از کانونهای اصلی بیداری و جنبش مشروطهخواهی تبدیل شد و یکی از شهرهایی بود که با سرنگونی حاکم مستبد، راه را برای فتح تهران و استقرار مشروطیت هموار کرد. در دوره پهلوی، اصفهان به یکی از قطبهای صنعتی ایران تبدیل شد. توسعه کارخانهها، گسترش شهر و تمرکز نیروی کار، طبقهای شهری و آگاه را در جامعه ایران پدید آورد که ستون فقرات جامعه مدنی ایران را شکل دادند. اما پس از وقوع انقلاب اسلامی، این شهر با چالشهایی بنیادین و ساختاری مواجه شد. خشکسالیهای پیاپی، معیشت کشاورزان اصفهانی را به خطر انداخت. زایندهرود خشک شد، استفاده بیرویه از منابع زیرزمینی، پدیده هولناک فرونشست زمین را به تهدیدی جدی برای مردم و بناهای تاریخی تبدیل کرد و لایههای باستانی و آثار باستانی این شهر، در نتیجه هجوم سوداگران، مرمتهای غیراصولی و فقدان محافظت کارآمد، در معرض نابودی قرار گرفتند. با این حال، اصفهانیها هرگز دست از مبارزه برنداشتند. در پاییز سال ۱۴۰۰، وقتی کشاورزان اصفهان در اعتراض به بحران آب در بستر خشک زایندهرود اعتصاب کردند، هدف حمله وحشیانه نیروهای سرکوب قرار گرفتند و بسیاری از آنان با شلیک گلولههای ساچمهای از ناحیه چشم آسیب دیدند. در جریان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ نیز، اصفهان بار دیگر یکی از کانونهای اصلی مبارزه علیه دیکتاتوری علی خامنهای بود. اکنون، در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه ۱۴۰۴ نیز اصفهان دوشادوش دیگر شهرهای ایران، برای رسیدن به فردایی آزاد، مبارزه میکند. ایران اصفهان انقلاب ملی ایرانیان دیماه ۱۴۰۴ دستگاه سرکوب تاریخ اصفهان تاریخ مبارزات سیاسی اصفهان حمله مغول این کهنشهر با وجود اینکه بارها هدف هجوم دشمنان قرار گرفت، کالبد فرهنگی و پیشینه تمدنیاش را حفظ کرد سایه رحیمی چهارشنبه, ژانویه 21, 2026 - 09:15
خامنهای، سیوسهپل، خیزش ملی در اصفهان و تصویر تزئینی حملع مغولان-با استفاده از ایسنا و برگرفته از ویدیو
سیاسی و اجتماعی jw id: 675ySjmf related nodes: از پلهای زایندهرود تا مساجد تاریخی؛ جان اصفهان درد میکند سایه سنگین ناکارآمدی گنبد فیروزهای اصفهان را در معرض خطر قرار داده است لرزهای که قطار شهری اصفهان بر جان مسجد عتیق میاندازد Type: video SEO Title: دژ تسلیمناپذیر اصفهان در نبرد با استبداد؛ از یورش مغولان تا دیکتاتوری خامنهای Inner related node: از پلهای زایندهرود تا مساجد تاریخی؛ جان اصفهان درد میکند سایه سنگین ناکارآمدی گنبد فیروزهای اصفهان را در معرض خطر قرار داده است لرزهای که قطار شهری اصفهان بر جان مسجد عتیق میاندازد copyright: