سفره افطاری برای همه همسایه‌ها | غروب این محله‌ها شاد است

تا غروب آفتاب و دم افطار چندان نمانده است. درِ خانه‌ها یکی‌یکی باز می‌شود. صبح کوچه را ریسه کشیده‌اند و آب و جاروزده‌اند. مردها با فرش‌های نو و نیمداری که روی دوش دارند از خانه‌ها بیرون می‌آیند. تا آنها با گستردن فرش‌ها سر و ته کوچه را به هم برسانند، سینی‌های چای هم از راه می‌رسند.