در هیاهوی تو در توی سال 1404 که هزار درد بعید را در برگرفته است، دردی دگر در بطن دردها نشست و آن عروج غریبانه اسفندیار شهیدی بود. گویا امسال نمی خواهد تمام بشود، می خواهد تا می تواند داغی بر داغ دیگر بنشاند و سوگ را از خانه ای به خانه دیگر، از پیکری به پیکر دیگر و از روانی به روان دیگر ببرد.