«باختن از مرگ» اثر کاستیکا براداتان، چهارمین کتاب از مجموعه «در ستایش شکست» است که درباره شکست وجودی، یعنی مرگ ناگزیر انسان و پیامد مهم آن است. همه ما بهرغم دستاوردها و ناکامیهای کوچک و بزرگ، چارهای جز مواجهه با مرگ خود نداریم و چگونگی همین رویارویی نقشی برجسته در ساخت هویت ما و تعریف آن برای خودمان و دیگران ایفا میکند. شرق: «باختن از مرگ» اثر کاستیکا براداتان، چهارمین کتاب از مجموعه «در ستایش شکست» است که درباره شکست وجودی، یعنی مرگ ناگزیر انسان و پیامد مهم آن است. همه ما بهرغم دستاوردها و ناکامیهای کوچک و بزرگ، چارهای جز مواجهه با مرگ خود نداریم و چگونگی همین رویارویی نقشی برجسته در ساخت هویت ما و تعریف آن برای خودمان و دیگران ایفا میکند. براداتان در این کتاب، با نگاهی موشکافانه به آرا و زندگی یوکیو میشیما، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و هنرپیشه ژاپنی، به بررسی آخرین و مهمترین دایره شکست میپردازد. به نظر او، ما با درک کسانی که اختیار زمان مرگ خود را در دست میگیرند تا زودتر به ثبات و آرامش آرمانی انسانها برسند، میتوانیم با میرایی خود کنار بیاییم و چهبسا روایتی معنادار بسازیم که به زندگیمان ارزش زیستن بدهد. به باور براداتان، آخرین حلقه شکست چنان تنگ و شخصی است که در تمام دنیا فقط قد و قالب اندام یک نفر است: یعنی خودمان. حقیقت این است که چنین شکستی مدام در حال رخدادن است. از لحظهای که پا به این جهان میگذاریم تا لحظه مرگ، ناکامی نهایی ما در تکتک سلولهایمان جا خوش کرده. از خیلی جهات نیز رفتن هرکس مهمترین لحظه زندگیاش است. پس نحوه مرگ ما درباره نحوه زندگیمان و ماحصل عمرمان در بستر زمان و فرهنگ، حرفهای زیادی میزند. و این چیزی بود که برای هنرمند سرکشی همچون میشیما نمیتوانست اتفاقی ساده باشد و بیاختیار از آن بگذرد. براداتان در کتاب «باختن به مرگ» میکوشد از شکست وجودی، نوعی «هنر زیبا» بسازد و «هنر باخت را به بخشی مأنوس و صمیمانه از هنر زندگی تبدیل کند». او میخواهد با صحنهپردازی مرگش در قالب مراسمی باشکوه، خودش نقطه پایان این شکست ناگزیر را بگذارد. میشیما با وجود همه آثار ادبی و هنری تحسینانگیزش، در سالهای پایانی زندگی به این باور رسیده بود که بهترین قصهاش نه اثری داستانی، بلکه مرگ خودش است. به باور نویسنده، کسانی را که خودکشی میکنند، بهجای شماتت، باید درک کرد. شاید ما از رهگذر آشنایی با زندگی و اندیشههای کسانی که دست به خودکشی میزنند، راهی برای کنارآمدن با ناکامی نهایی بیابیم؛ چیزی که او در کتابش آن را «درمان شکستمحور» میداند. درواقع براداتان، در مجموعه «در ستایش شکست» اهمیت شکست در زندگی و چالشهای مواجهه با فرهنگ موفقیتمحور جهانی را بررسی میکند. به نظر او شکست انسان را از خودفریبی و نخوت بیثمر نجات میدهد و نوعی فروتنی و تواضع در او ایجاد میکند که لازمه تلقی و انتظار واقعبینانه انسان از جایگاهش در هستی است.