شاعر وضعیت دیگر

علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی، عضو کانون نویسندگان ایران و از چهره‌های مطرح شعر ایران در چند دهه اخیر، در سال 1312 در بوشهر متولد شد و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شیراز پشت سر گذاشته بود. او مدتی تدریس کرد و سپس به ویراستاری هم پرداخت و دبیر صفحات شعر مجله «آینه» شد. باباچاهی اولین شعرهایش را در سال‌های پیش از انقلاب منتشر کرد و پس از انقلاب به یکی از چهره‌های مطرح شعر مدرن بدل شد. شرق: علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی، عضو کانون نویسندگان ایران و از چهره‌های مطرح شعر ایران در چند دهه اخیر، در سال 1312 در بوشهر متولد شد و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شیراز پشت سر گذاشته بود. او مدتی تدریس کرد و سپس به ویراستاری هم پرداخت و دبیر صفحات شعر مجله «آینه» شد. باباچاهی اولین شعرهایش را در سال‌های پیش از انقلاب منتشر کرد و پس از انقلاب به یکی از چهره‌های مطرح شعر مدرن بدل شد. علی باباچاهی شاعر کم‌وبیش پرکاری بود که به‌ویژه در دهه 70 چند مجموعه شعر مؤثر منتشر کرد. در این دهه فضای شعری ایران از گسترش ترجمه نظریه‌های ادبی متأثر شد و حجم گسترده‌ای از تئوری‌های زبان‌شناختی ساختارگرا و پساساختارگرا فضای ادبی ایران را تحت تأثیر قرار داد. نقد دستاوردهای مدرنیته و بروز نظریه‌های پست‌مدرن نیز به تغییر دیدگاه برخی جریان‌های شعری منجر شد و زبان و فرم و ساختار شعر تحت‌ تأثیر این نظریه‌ها دچار تغییر شد. علی باباچاهی از مهم‌ترین چهره‌هایی بود که در میانه دهه 70 با انتشار دو مجموعه شعر «نم‌نم باران» و «عقل عذابم می‌دهد» از دیگر شاعران شعر نو فاصله گرفت و به بیان دقیق‌تر از شعر پیکره‌مند و ساختمند فاصله گرفت. او شیوه شعری خود را «افشانشی» نامیده و در توضیح آن گفته بود: «منظورم از افشانش، نوعی بذرپاشی است با قدرتی که در دست‌های ما تعبیه شده است. بذرپاشی بر قطعاتی از زمین (صفحه کاغذ) که ظاهرا متقارن و موازی نیستند و مانند جزایر پراکنده به نظر می‌رسند، اما فصل مشترک این قطعات، بذری است که بر آنها پاشیده شده است؛ بنابراین افشانش را معادل گسست کامل اندام‌های شعر از یکدیگر نمی‌دانم؛ گرچه نوعی گسست را تداعی می‌کند. این گسست ظاهری به نوعی پیوست نهان‌نظر دارد‌؛ بدین معنا که روساخت ظاهرا گسسته شعر مبتنی بر ژرف‌ساختی پیوسته است. اما فرم یا ساختمان آن گونه که مدنظر نیما است، در شعر افشانشی، نقش چندانی ندارد».