مذاکرات تاریخی ژنو و خطرپذیری معقول

مذاکرات فردا در ژنو بین ایران و آمریکا را شاید از جهاتی بتوان تاریخی خواند. این دور مذاکراتی اگر موفق باشد و به شکل‌گیری یک چارچوب توافق منجر شود، می‌تواند سرآغاز ادوار مذاکراتی بعدی با شرکت کارشناسان فنی و حقوقی دو طرف باشد. مذاکرات فردا در ژنو بین ایران و آمریکا را شاید از جهاتی بتوان تاریخی خواند. این دور مذاکراتی اگر موفق باشد و به شکل‌گیری یک چارچوب توافق منجر شود، می‌تواند سرآغاز ادوار مذاکراتی بعدی با شرکت کارشناسان فنی و حقوقی دو طرف باشد. اما اگر طرفین نتوانند در مورد چارچوب و اصول کلی توافق کنند، ممکن است دیگر شاهد مذاکرات بیشتری بین طرفین نباشیم. دور قبلی مذاکرات ظاهرا کوتاه بود و هیئت آمریکایی دیر آمد و برای مذاکرات اوکراین زود رفت. محتمل است که طرفین در دور قبلی مذاکرات انتظار شنیدن پاسخ کوتاهی از یکدیگر داشته‌اند و گویا این انتظار برآورده نشده‌ است. تصریح چند‌باره آقای عراقچی مبنی بر تهیه متنی از سوی ایران می‌تواند به این معنا باشد که آمریکا خواستار دریافت کتبی مواضع نهایی ایران شده‌ است. به‌طور معمول، طرح‌هایی که یک طرف تهیه می‌کند، مبنای مذاکره طرفین قرار می‌گیرد. اما اگر تیم آمریکایی روز پنجشنبه نیز همچنان مانند ادوار قبلی تنها مرکب از دو غیردیپلمات، یعنی ویتکاف و کوشنر‌ (یکی شریک معاملات ملکی ترامپ و دیگری داماد او) باشد، به این معنی خواهد بود که باز هم مذاکره‌ای محتوایی محتمل نیست و طرف آمریکایی تنها کنجکاو خواهد بود که آیا ایران به زیاده‌خواهی‌هایش تن داده است یا خیر. شواهد حاکی از آن است که همچنان غنی‌سازی مسئله اصلی در مذاکرات فردا خواهد بود. موضعی که سه روز قبل توسط ویتکاف مطرح شد، همچنان «غنی‌سازی صفر در ایران» بود. اما برخی که درباره محتوای مذاکرات اظهار اطلاع می‌کنند، از قول مقامات آمریکایی گفته‌اند‌ برخی راه‌های بینابینی مثل «غنی‌سازی جزئی» یا «غنی‌سازی نمادین» و نیز «تعلیق غنی‌سازی برای مدتی» ممکن است برای آنها قابل قبول باشد. محتمل است که پذیرش «تعلیق غنی‌سازی» موکول به شناسایی حق غنی‌سازی در ایران توسط آمریکا باشد. از برخی اظهارات مقامات ایرانی ممکن است چنین معنایی قابل استفاده باشد. در آخرین مورد، آقای عراقچی سه روز پیش در مصاحبه با سی‌بی‌اس گفته‌ که «غنی‌سازی حق ماست‌... این تکنولوژی برای ما عزیز است». مشکل چنین گزینه‌ای، این است که آمریکا همیشه به‌طور رسمی مخالف غنی‌سازی در دیگر کشورها بوده و ادعا کرده که غنی‌سازی جز در چارچوب یک برنامه تسلیحاتی قابل توجیه نیست. با‌این‌حال، توافق روی تعلیق غنی‌سازی با فرمولی تلویحی و در قالبی مانند توافق سعدآباد در 1382 غیرممکن نیست.