علیه قرارداد اجتماعی

بسیاری بر این باورند که انقلاب‌ها پیش‌بینی‌ناپذیرند. اگر منظور از این گفته، آن «لحظه تکینِ انقلاب» باشد، البته سخنی گزاف نیست. اما انقلاب‌ها فرایندی دارند که قابل مشاهده و پیش‌بینی است. بسیاری بر این باورند که انقلاب‌ها پیش‌بینی‌ناپذیرند. اگر منظور از این گفته، آن «لحظه تکینِ انقلاب» باشد، البته سخنی گزاف نیست. اما انقلاب‌ها فرایندی دارند که قابل مشاهده و پیش‌بینی است. تجربه انقلاب ۱۳۵۷ مصداق بارز این فرایند است که سالیان سال مستعد ظهور لحظه تکین انقلاب بود که سرانجام به وقوع پیوست. این لحظه تکین، بزنگاهی است که آحاد مردم یکدل و یک‌صدا می‌شوند تا اراده خودشان را متجلی کنند. در این تجلی اراده، توانی وجود دارد که هم از آنان در برابر مخالفانشان صیانت می‌کند و هم موجب تغییر به سمت‌وسویی می‌شود که مردم اراده کرده‌اند. اسپینوزا این وضعیت‌ها را «کناتوس» می‌نامد. کناتوس در تعاریف اولیه اسپینوزا به این معناست که هر چیزی برای «پایدارماندن در وضعیتش» و «ارتقا به وضعیتی بهتر» کوشش می‌کند. این صورت‌بندی اولیه اسپینوزا با دو جنبه سروکار دارد؛ جنبه ایستایی یعنی استقامت در ماندن‌ و جنبه پویایی که تغییر وضعیت موجود است و بی‌شباهت به وضعیت کنونی جامعه ما نیست. از این منظر، جامعه ایران در حال صیانت از خود است و تلاش می‌کند انسجام خود را در برابر ایده‌های بیرونی که بیشتر مبتنی بر تصویری از ایران است، به‌گونه‌ای حفظ کند که هم منطبق بر واقعیات جامعه باشد و هم مانع تغییر وضعیت نشود.