از خلع صَلاح تا خلع سِلاح‌

‌‌این روزها ایران در «لحظه تاریخ» قرار دارد؛ لحظه‌ای که سرنوشت کشور در تیک‌تاک عقربه‌های ساعت دیپلماسی در حال رقم‌خوردن است؛ لحظه‌ای که یک «واژه» یا «امضا» می‌تواند از وزن زمین بکاهد یا یک «شلیک»، کبریت به انبار باروت بیندازد و ساعت دیپلماسی را صفر کند. ‌‌این روزها ایران در «لحظه تاریخ» قرار دارد؛ لحظه‌ای که سرنوشت کشور در تیک‌تاک عقربه‌های ساعت دیپلماسی در حال رقم‌خوردن است؛ لحظه‌ای که یک «واژه» یا «امضا» می‌تواند از وزن زمین بکاهد یا یک «شلیک»، کبریت به انبار باروت بیندازد و ساعت دیپلماسی را صفر کند. یک موقعیت خاص و منحصربه‌فرد دیگر در تاریخ معاصر پرفرازونشیب ایران که شاید نزدیک‌ترین رخداد تاریخی مشابه به آن را در تاریخ در ماجراهای شهریور 1320 در کتاب‌ها خواندیم و امروز هم در قالب و داستانی دیگر به چشم خود در حال تماشای آن هستیم. برای جمهوری اسلامی قرارگیری در این موقعیت، یعنی سرشاخ‌شدن نهایی با ایالات متحده، یک امر قابل پیش‌بینی بود که دیر و زود داشت‌‌ ولی سوخت و سوز نداشت؛ چرا‌که پس از «سال‌ها (قبل از انقلاب) پیروی مذهب رندان کردن»، انتخاب مسیر «در خلاف آمد عادت» قطعا هزینه‌ای داشت که بالاخره باید نقد می‌شد و حالا «ترامپ» به‌مثابه شرخری است که می‌خواهد چک شعارها و وعده‌ها را نقد کند. این روزها همه از هم این سؤالات را می‌پرسند که «جنگ می‌شه؟»، «کی جنگ می‌شه؟» و «بعدش چی می‌شه؟»؛ غافل از آنکه سال‌هاست جنگ علیه «مردم ایران» در ذهن و سفره آنان شروع شده و فقط پرده آخر این جنگ که جنگ نظامی تمام‌عیار است، هنوز اکران نشده است.