تحلیل نهادی موج‌های اعتراضی در ایران؛ بازه ۱۳۸۸ تا دی‌ماه ۱۴۰۴

در مدت 16 سال گذشته، ایران شاهد موج‌های اعتراضی متعددی بوده است: ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و در ادامه آن، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴. هرکدام از این رخدادها زمینه و محرک خاص خود را داشته‌اند، اما تکرار آنها پرسشی بنیادین را پیش‌روی تحلیلگران قرار می‌دهد: آیا این اعتراضات رویدادهایی مقطعی‌اند یا نشانه یک الگوی ساختاری عمیق‌تر؟ عباد تیموری-پژوهشگر حوزه توسعه و مدرس دانشگاه: در مدت 16 سال گذشته، ایران شاهد موج‌های اعتراضی متعددی بوده است: ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و در ادامه آن، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴. هرکدام از این رخدادها زمینه و محرک خاص خود را داشته‌اند، اما تکرار آنها پرسشی بنیادین را پیش‌روی تحلیلگران قرار می‌دهد: آیا این اعتراضات رویدادهایی مقطعی‌اند یا نشانه یک الگوی ساختاری عمیق‌تر؟ چارچوب نظری دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون -به‌ویژه در سه اثر «ریشه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی»، «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» و «راه باریک آزادی»- ابزار مفهومی مناسبی برای فهم این چرخه فراهم می‌آورد. بر‌اساس این چارچوب، تکرار اعتراضات را می‌توان نتیجه افول اقتصادی شدید، فرسایش سرمایه اجتماعی، انسداد کانال‌های چانه‌زنی و شکنندگی تعادل دولت-جامعه دانست.