هفت سال در تعقیب سراب/ کارگران ارکان ثالث نفت دیگر به «وعده‌های فصلی» دل نمی‌بندند

یک فعال صنفی گفت: امروز ۷۰۰ هزار کارگر شرکتی با عبور از «خوش‌بینی‌های متزلزل»، خواستار حذف واقعی دلالان نیروی انسانی هستند و دیگر اجازه نمی‌دهند معیشت‌شان دست‌مایه‌ی بازی‌های مقطعی قدرت شود. به گزارش خبرنگار ایلنا، داستان مزد و معیشت کارگران در ایران، تراژدی غم‌انگیزی است که دیگر نمی‌توان آن را تنها در چارچوب چانه زنی با «کارفرما» خلاصه کرد. امروز کارگران در مسیر پر سنگلاخ مطالبه‌گری، با سدی سهمگین‌تر به نام «دولت» مواجه‌اند؛ نه به عنوان یک داور بی‌طرف، بلکه به مثابه ساختاری که خود بزرگترین مانع بر سر راه عدالت است. دولت‌ها همواره از جعبه‌ابزار خود، حربه‌های متنوعی را بیرون می‌کشند تا صدای این طبقه را در نطفه خفه کنند. این سناریوی تکراری با «کارشکنی اداری» آغاز می‌شود؛ فرآیندی فرسایشی که هدفش ناامید کردن کارگر در همان گام‌های نخستین تشکل یابی است. اما اگر اراده‌ی جمعی بر این مانع فائق آید، نوبت به استراتژی دوم می‌رسد: «انحلال یا استحاله تشکل‌ها».  یا مانع شکل‌گیری تشکل‌های مستقل می‌شوند و یا نهادهای رسمی کارگری را چنان از درون تهی و ضعیف می‌کنند که عملاً بازوی اجرایی و قدرت چانه‌زنی خود را از دست می‌دهند و به شیرهایی بی‌یال و دم و اشکم بدل می‌شوند.