شهاب حسینی که از دهه ۷۰ دنیای بازیگری گذاشت پای گذاشت و با ایفای نقش در فیلمهای اصغر فرهادی به شهرتی فراتر از مرزهای ایران رسید، با انتشار متنی که رنگوبوی مذهبی و مناجاتگونه داشت، از دنیای سینما خداحافظی کرد. شهاب حسینی که از دهه ۷۰ دنیای بازیگری گذاشت پای گذاشت و با ایفای نقش در فیلمهای اصغر فرهادی به شهرتی فراتر از مرزهای ایران رسید، با انتشار متنی که رنگوبوی مذهبی و مناجاتگونه داشت، از دنیای سینما خداحافظی کرد. متنی که نه شبیه یک بیانیه رسمی صنفی بود و نه اطلاعیهای حرفهای، بلکه بیشتر به گفتوگویی درونی با خدا شباهت داشت؛ لحنی شخصی، تأملی و آمیخته با دلزدگی از تمجید و تحقیر. او چند روز پیش در مراسم چهلم جواد گنجی، دستیار کارگردان، سخنرانی کرده بود؛ سخنانی که بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت. حسینی در آن مراسم از «هزاران کشته» یاد کرد و با لحنی انتقادی از رنجهای انباشتهشده جامعه گفت. او بر مسئولیت اخلاقی هنرمند تأکید کرد و اینکه هنر نمیتواند درباره دردهای عمومی بیتفاوت بماند. همین سخنرانی برای برخی نشانه تغییری در لحن و موضعگیریهای او تلقی شد. در سالهای گذشته، همواره بخشی از منتقدان برانداز از نوع موضعگیریهای سیاسی او انتقاد میکردند و آن را به اندازه کافی صریح نمیدانستند. آنان معتقد بودند حسینی در بزنگاههای حساس، زبانی کلی و محتاطانه برمیگزیند. در مقابل، طرفدارانش میگفتند او هنرمندی مستقل است که نمیخواهد به کنشگر سیاسی بدل شود. با این حال، در سال ۱۴۰۱ او به عنوان یکی از فعالان صنفی برای آزادی برخی سینماگران تلاش کرد و در رایزنیها و پیگیریهای صنفی نقش داشت؛ اقدامی که نشان میداد درباره وضعیت همکارانش بیتفاوت نیست.