تهرانیها شنبه صبح را با صدای انفجار عجیبی شروع کردند؛ ساعت به ۱۰ نرسیده بود که شهر لرزید و شهروندان یک کلمه را تکرار میکردند: «زدند» و این آغاز دوباره جنگ بود؛ یک بار در بیستوسوم خرداد و این بار در نهم اسفندماه. صدای انفجارها تا حدود ساعت یکونیم ظهر ادامه داشت، خبرها جستهوگریخته میرسید و در نهایت اینترنت و برای ساعاتی خطوط تلفن همراه و ثابت، قطع شد. شرق: تهرانیها شنبه صبح را با صدای انفجار عجیبی شروع کردند؛ ساعت به ۱۰ نرسیده بود که شهر لرزید و شهروندان یک کلمه را تکرار میکردند: «زدند» و این آغاز دوباره جنگ بود؛ یک بار در بیستوسوم خرداد و این بار در نهم اسفندماه. صدای انفجارها تا حدود ساعت یکونیم ظهر ادامه داشت، خبرها جستهوگریخته میرسید و در نهایت اینترنت و برای ساعاتی خطوط تلفن همراه و ثابت، قطع شد. این وضعیت اما فقط برای تهران نبود؛ قم، اصفهان، تبریز، کرمانشاه، بوشهر، کیش و... هم مورد حملات موشکی قرار گرفتند. باد سرد آخر اسفند از کوچههای شهر میگذرد؛ شهری قدکشیده از زیر اخبار پرتلاطم که روزها آویزان هر باد خوشایندی بود که بتواند او را با خودش ببرد، حالا برای دومین بار در یک سال، اسیر جنگ دیگری شد. شهر این روزها در حالی در آستانه بهار ایستاده بود که مردم هرکدام بار نامرئی خود را حمل میکردند؛ بار غم دیماهی که گذشت از یک سو و صدای گوشخراش اخبار احتمالی جنگ از دوردست که شنبه نهم اسفند، رنگ حقیقت به خود گرفت از سوی دیگر؛ صدایی که بسامدش را پیشتر هم میشد در حسابوکتابها، کلاسهای نیمهخالی، دفترچههای قسط خانگی، صف دارو و در دل مادری که از واقعه میترسید نیز شنید. از صبح شنبه، زندگی در آستانه نوروز ۱۴۰۵، رنگ دیگری گرفت؛ نوروزی که اگرچه نزدیک است، اما شور آن، پشت درهای بسته جا مانده است. جنگ و دفترچههای قسط