میراث گرامشی

راجر سایمون در کتاب «درآمدی بر اندیشه‌‌های سیاسی آنتونیو گرامشی» به تفکرات این مارکسیست ایتالیایی به‌عنوان اندیشمندی می‌نگرد که روش اندیشیدن‌، سبک تفکر و پروژه سیاسی‌ ما را متحول و دگرگون کرد. گرامشی از متفکرانی است که میان تأملات نظری و افکار او با زندگی و مبارزاتش در جنبش کارگری ایتالیا در نقش روشنفکر انقلابی طبقه کارگر پیوندی تنگاتنگ و ناگسستنی وجود دارد. شرق: راجر سایمون در کتاب «درآمدی بر اندیشه‌‌های سیاسی آنتونیو گرامشی» به تفکرات این مارکسیست ایتالیایی به‌عنوان اندیشمندی می‌نگرد که روش اندیشیدن‌، سبک تفکر و پروژه سیاسی‌ ما را متحول و دگرگون کرد. گرامشی از متفکرانی است که میان تأملات نظری و افکار او با زندگی و مبارزاتش در جنبش کارگری ایتالیا در نقش روشنفکر انقلابی طبقه کارگر پیوندی تنگاتنگ و ناگسستنی وجود دارد. سایمون معتقد است اندیشه گرامشی تأثیری عمیق و نافذ داشته است و می‌نویسد: «مطالعه آثار گرامشی شم خلاق و نوآوری سیاسی ‌ما را غنا بخشید و روش اندیشیدن‌، سبک تفکر و کل برنامه و پروژه سیاسی‌ ما را متحول و دگرگون ساخت». او تأکید می‌کند که «خوانش ما از گرامشی» نباید خودسرانه یا دلبخواهی باشد، ازاین‌رو که چنین روشی با همان درس‌‌هایی که از او آموختیم مغایر و ناسازگار است. «این خود گرامشی است که برای نخستین‌بار به ما آموخت چگونه گرامشی بخوانیم. او شنوایی ذهنی ما را روی طول موج تاریخی خاص و مشخصی از نو تنظیم کرد؛ طول موج و افقی که مفاهیم او در آن کار می‌‌کنند». سایمون معتقد است از گرامشی آموختیم که قواعد و ترتیباتی را در جامعه بشناسیم و به کار ببندیم که از رهگذر توجه و دقت مستمر در ویژگی‌‌های خارق‌‌العاده و ناموزونی تکامل ملی- فرهنگی به ‌دست آمده‌‌اند. این الگو و سرمشق برآمده از اندیشه گرامشی است که به ما درباره امکان تعمیم‌‌بخشی‌‌های ساده‌انگارانه تاریخی تحت پوشش نام «نظریه» از یک جامعه یا دوره تاریخی به جامعه یا دوره‌‌ای دیگر هشدار می‌‌دهد. سایمون میراث گرامشی را فراهم‌کردن امکان بازخوانی دوباره مارکس به شیوه‌‌ای نوین می‌داند و باور دارد گرامشی به ما نشان داد که چگونه از موضع و جایگاهی که در چارچوب میراث اندیشه‌‌ورزی مارکس قرار دارد، به اندیشیدن بپردازیم و با واقعیت‌‌های دنیای مدرن مواجه شویم. به این معنا و تنها در این صورت است که میراث اندیشه مارکس دیگر صرفا پیکره‌ای متشکل از احکام و عقاید جزمی به ‌شمار نمی‌‌رود، بلکه جریانی مشتمل بر باورها و افکار زنده و پویا و در حال توسعه خواهد بود. سایمون به شهامت و استقلال فکری گرامشی نیز اشاره می‌کند: «گرامشی درون اندیشه‌‌های مارکس زیست، اما اندیشه‌‌های مارکس برای او عاملی بازدارنده‌ محسوب نمی‌‌شد که نوآوری و خلاقیتش را محدود کند و به زنجیر بکشد؛ این اندیشه‌ها چارچوبی از باورها و اندیشه‌‌ها بودند که ذهن او را آزاد ساخت، آن را رها کرد و به کار انداخت». کتاب «درآمدی بر اندیشه‌‌های سیاسی آنتونیو گرامشی» نشان می‌دهد که گرامشی در نقش تمام‌‌عیارترین «نظریه‌‌پرداز سیاسی» ظاهر شد. سایمون به‌طور مفصل به مهم‌ترین مفهوم نظری گرامشی یعنی «هژمونی» می‌پردازد و توجه خود را به سازوکاری معطوف می‌کند که از رهگذر آن مفهوم «هژمونی» ما را به مفهوم‌‌سازی مجدد سرشت و ماهیت نیروهای طبقاتی و اجتماعی وامی‌‌دارد: «درواقع، گرامشی ما را واداشت تا درباره معنای واقعی قدرت اعم از برنامه و پروژه قدرت و شرایط پیچیده موجودیت آن در جوامع مدرن بازاندیشی کنیم».