اعتراض اگر مورد به مورد (مستمر) و بهموقع باشد، تخریب و تنش و بحران ندارد. یک چالش انگیزاننده و کارساز است میان منبع اعتراض و نقطه هدف؛ و نتیجه آن نیز رضامندی منبع و کارآمدی و پایداری هدف جریان اعتراضی است. در ادبیات روانشناسی اجتماعی، میان «اعتراض نهادمند و تدریجی» و «انفجار اعتراضی» تمایز روشنی وجود دارد. محمدحسن سهامیه: اعتراض اگر مورد به مورد (مستمر) و بهموقع باشد، تخریب و تنش و بحران ندارد. یک چالش انگیزاننده و کارساز است میان منبع اعتراض و نقطه هدف؛ و نتیجه آن نیز رضامندی منبع و کارآمدی و پایداری هدف جریان اعتراضی است. در ادبیات روانشناسی اجتماعی، میان «اعتراض نهادمند و تدریجی» و «انفجار اعتراضی» تمایز روشنی وجود دارد. پژوهشها نشان میدهد زمانی که افراد باور داشته باشند صدایشان شنیده میشود و امکان اثرگذاری وجود دارد (آنچه در نظریهها «کارآمدی جمعی» نامیده میشود)، احتمال گرایش به اشکال رادیکال یا خشونتآمیز اعتراض کاهش مییابد (van Zomeren, Postmes & Spears, 2008 ) به بیان سادهتر، اعتراض شنیدهشده کمتر به فریاد تبدیل میشود. دهها سال است در کشورهای توسعهیافتهتر، نظریهپردازان و طراحان سازوکارهای اجتماعی و نیز مدیران و قدرتهای حاکم، به دنبال فرهنگآفرینی و استقرار این حالت تعادلی در میان آحاد جامعه هستند تا در سطوح مختلف روابط انسانی -از رابطه با خود گرفته تا روابط درون خانواده، درونسازمانی، برونسازمانی و گروههای اجتماعی با دولتها- چنین سازوکار سرزنده و کارسازی تثبیت شود. مطالعات مربوط به «فرصتهای سیاسی» و «نهادینهسازی اعتراض» نشان میدهد هرچه کانالهای رسمی بیان نارضایتی (آزادی رسانه، حق تجمع و تشکلهای مدنی) پایدارتر و قابل دسترستر باشد، الگوی اعتراض نیز بیشتر به سمت اشکال سازمانیافته، قابل پیشبینی و کمهزینه حرکت میکند