برای دخترکان میناب

روز اول هفته مثل روزهای هفته قبل آماده رفتن به مدرسه شد. بعد از یک روز تعطیل دلش برای شیطنت‌های کودکانه هم‌کلاسی‌ها و برای مهربانی مادرانه خانم‌شان تنگ شده‌ بود. دم در حیاط برگشت و با مادرش که مشتاقانه خرامیدن او را تماشا می‌کرد، خداحافظی کرد و با دست کوچکش بوسه‌ای پرمهر برای او فرستاد. اما مادر و آن فرشته کوچک هیچ‌کدام نمی‌دانستند که این آخرین دیدار است. ساعتی بعد دیوی کودک‌کش با آتش خشم و کینه‌اش مدرسه را با همه فرشته‌های کوچکی که در آن جمع شده‌ بودند، نشانه گرفت. بیش از 160 دخترک بی‌گناه قربانی جنگی شدند که زیاده‌خواهی و زورگویی جهان‌خواران به کشورشان تحمیل کرده‌ بود. روز اول هفته مثل روزهای هفته قبل آماده رفتن به مدرسه شد. بعد از یک روز تعطیل دلش برای شیطنت‌های کودکانه هم‌کلاسی‌ها و برای مهربانی مادرانه خانم‌شان تنگ شده‌ بود. دم در حیاط برگشت و با مادرش که مشتاقانه خرامیدن او را تماشا می‌کرد، خداحافظی کرد و با دست کوچکش بوسه‌ای پرمهر برای او فرستاد. اما مادر و آن فرشته کوچک هیچ‌کدام نمی‌دانستند که این آخرین دیدار است. ساعتی بعد دیوی کودک‌کش با آتش خشم و کینه‌اش مدرسه را با همه فرشته‌های کوچکی که در آن جمع شده‌ بودند، نشانه گرفت. بیش از 160 دخترک بی‌گناه قربانی جنگی شدند که زیاده‌خواهی و زورگویی جهان‌خواران به کشورشان تحمیل کرده‌ بود. تلفات انسانی و قربانی‌شدن غیرنظامیان و به‌ویژه کودکان یکی از واقعیت‌های همه جنگ‌هاست و ازاین‌رو این واقعیت تلخ و دردناک جای شگفتی ندارد. اما هدف قراردادن یک مدرسه در اولین ساعات شروع جنگ معنی روشنی دارد: دشمن بی‌رحم همان‌گونه که در گذشته نیز نشان داده‌ است، کوچک‌ترین نگرانی از واکنش سازمان‌های بین‌المللی و افکار عمومی جهانیان ندارد.