ساختار موزائیکی و عبور از سخت‌ترین بحران

وقتی در همان ساعت اول تجاوز نظامی آمریکایی-اسرائیلی به کشورمان که به شهادت رهبر معظم انقلاب و عالی‌رتبه‌ترین فرماندهان نظامی کشورمان انجامید، ترامپ شک نداشت که به یک پیروزی سریع و بدون هیچ دشواری‌ای دست یافته و برای همین بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت و از «رژیم‌چنج» و تغییر حکومت در ایران گفت. این تغییر حکومت برای او و دولتش آن‌قدر بدیهی به نظر می‌رسید که حتی سه روز بعد وزیر جنگ دولت آمریکا رو به خبرنگاران، از این گفت که حکومت ایران تغییر کرده است و حتی نه اینکه تغییر خواهد کرد. وقتی در همان ساعت اول تجاوز نظامی آمریکایی-اسرائیلی به کشورمان که به شهادت رهبر معظم انقلاب و عالی‌رتبه‌ترین فرماندهان نظامی کشورمان انجامید، ترامپ شک نداشت که به یک پیروزی سریع و بدون هیچ دشواری‌ای دست یافته و برای همین بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت و از «رژیم‌چنج» و تغییر حکومت در ایران گفت. این تغییر حکومت برای او و دولتش آن‌قدر بدیهی به نظر می‌رسید که حتی سه روز بعد وزیر جنگ دولت آمریکا رو به خبرنگاران، از این گفت که حکومت ایران تغییر کرده است و حتی نه اینکه تغییر خواهد کرد. اما پنجشنبه گذشته، یعنی روز ششم جنگ، در طول زمانی کمتر از یک هفته، ترامپ رو به دوربین‌ها از این گفت که رهبر بعدی جمهوری اسلامی را باید من انتخاب کنم، سخنی که نه‌تنها دیگر آن ادعای تغییر حکومت را در خود نداشت، بلکه بیشتر شبیه یک «کاریکلماتور» بود. اما این تحول بنیانی خواسته از کجا ناشی شده است؟ واقعیت این است که تصوری که در مورد ساختار حاکمیت ایران، چه در داخل و چه در خارج، بین بسیاری وجود داشت و احتمالا تا شنبه گذشته نیز بسیار رایج بود، تصویری است که از نوع حاکمیت مرسوم در خاورمیانه نشئت می‌گیرد. در حاکمیت‌های این بخش از جهان، همه قدرت در یک فرد متجلی می‌شود و همه چیز از یک فرد شروع و به همان فرد ختم می‌شود. تصویری که حتی بسیاری از هواداران حاکمیت در ایران نیز به نوعی بر آن گمان بوده و هستند که با عنوان «عمود خیمه» از آن یاد می‌کنند. در تصور عمود خیمه، کافی است این عمود و ستون بشکند تا خیمه فرو بریزد. این نوع نگاه به حاکمیت در ایران که من بارها در مباحثات مختلف با افراد بسیاری با آن مخالفت کرده‌ام (و آخرینش چند روز بعد از وقایع دردناک دی‌ماه بود) وقتی همه چیز چنان ساده‌سازی می‌شود که به قول نرون (فرمانروای روم) انگار همه روم یک بدن باشد که بتوان به یک ضربه شمشیر سر از بدنش جدا کرد، حل مسائل با حذف یک فرد میسر می‌شود و شعارها نیز به همان سو می‌رود، ساده‌انگاری‌ای که حتی دولت آمریکا و شخص ترامپ هم آنچنان دچارش بود که با عملیاتی تروریستی و به شهادت رساندن رهبر کشورمان، گمان داشت همه چیز ۴۸‌ساعته یا نهایتا طی ۷۲ ساعت برایش دست‌یافتنی خواهد شد که نشد. این خیال‌بافی که ایران هم همچون لیبی است که با حذف قذافی یا سوریه است که با حذف اسد یا عراق است که با حذف صدام، کار تمام شود، ولی داستان ایران فرق داشت و تلخ اینکه با چه هزینه گرانی امروز می‌توانم دوباره به کسانی که آن‌گونه ساده‌سازی می‌کردند، بگویم ایران ساختاری بسیار متفاوت با دیگر کشورهای خاورمیانه دارد. ساختاری که مهم‌ترین شخص آن را با ارشدترین فرمانده‌هانش در یک لحظه به شهادت می‌رسانند، ولی در سخت‌ترین ایامی که گمان نمی‌کنم هرگز این کشور در طول تاریخ چند‌هزار‌ساله خود تجربه کرده باشد، آن‌هم در مقابل قدرتمندترین کشور همه اعصار که خون‌خوارترین ارتش جهان هم در کنار و همراهش است، به ما هجوم آورده، ولی گویی چنان اتفاق تلخی در شنبه‌ای که گذشت، رخ نداده و رهبر شهید، همچنان حاضر و در حال اداره کشور و فرماندهی قوا‌ست. اما چرا چنین است؟ پاسخ در دو نکته کلیدی و به‌هم‌پیوسته است. اول از همه، تلاش بیش از سه دهه آن رهبر شهید برای نهاد‌سازی حاکمیت است. در یک نهاد، حتی اگر فرد یا افرادی، برجسته یا حتی بسیار برجسته هم که باشند، برجستگی‌شان درون‌نهاد است که معنا دارد یا به عبارتی، آن نهاد است که به آنها برجستگی می‌دهد و عملا نهاد از آنها برجسته‌تر است‌ و این دقیقا کاری بود که رهبر شهید برای تثبیت آن کوشید و تا به شهادت نرسید، کمتر کسی متوجه این نهادسازی شد که حاکمیت، حتی در فقدان او نیز کار را طبق روال انجام می‌دهد. نکته دوم که پیوستگی ارگانیک با نکته اول دارد، ویژگی «موزائیکی» این ساختار نهادی است. ویژگی موزائیکی، درست نقطه مقابل ویژگی «عمود خیمه» است. هرچقدر در ویژگی عمود خیمه، همه‌ چیز قائم به فرد است و بود و نبود اوست که خیمه را نگه می‌دارد یا فرو می‌ریزاند، در ویژگی موزائیکی، هر موزائیک، هر قدر هم بزرگ یا کوچک، کارکرد خود را دارد و با حذف یک موزائیک، حتی اگر بسیار هم بزرگ باشد، باقی موزائیک‌ها سر جای خود هستند و حذف یکی، موزائیک‌های دیگر را ناکارآمد نمی‌کند و در نهایت‌، موزائیک دیگری جایگزین خواهد شد، چنان‌که رهبر دیگری طبق قواعدی مشخص، قرار است جانشین آن رهبر شهید بشود و تا وقتی که همین ساختار موزائیکی‌ که آن شهید برای اداره کشور، چه در بُعد نظامی و چه اداری سامان داده، پابرجا بماند، عبور از ضرباتی چنین سهمگین، امکان‌پذیر خواهد بود و کافی است که این ساختار با ضروریات اجتماعی در جهان مدرن روزآمد شود تا کشوری هرچه مقتدرتر داشته باشیم.