جنگ‌ راه رهایی نیست

امروز، در میانه واقعیت و میدان نبرد ایستاده‌ایم. آنچه روزگاری یک احتمال خطرناک به شمار می‌رفت، به حقیقتی انکارناپذیر بدل شده است. دیگر سخن از آینده‌ای محتمل نیست؛ جنگ، حال حاضر است و بهای آن را تاکنون با خون هزارو ‌۴۵ شهید بی‌گناه، سوگ مادرانی که فرزندانشان را از دست داده‌اند و شهادت رهبر انقلاب و سرداران مدافع مرزها پرداخته‌ایم. سعید خادمی*: امروز، در میانه واقعیت و میدان نبرد ایستاده‌ایم. آنچه روزگاری یک احتمال خطرناک به شمار می‌رفت، به حقیقتی انکارناپذیر بدل شده است. دیگر سخن از آینده‌ای محتمل نیست؛ جنگ، حال حاضر است و بهای آن را تاکنون با خون هزارو ‌۴۵ شهید بی‌گناه، سوگ مادرانی که فرزندانشان را از دست داده‌اند و شهادت رهبر انقلاب و سرداران مدافع مرزها پرداخته‌ایم. این اعداد و نام‌ها، آمار خشک نیستند، بلکه سندی زنده هستند که ثابت می‌کنند چه کسانی، با زبانی فریبنده، «ویرانی» را «رهایی» و «ترور» را «آزادی» تصویر کردند. ‌آنان که بمباران و تهاجم را کلید رستگاری می‌پنداشتند، امروز در برابر هزارو ‌۴۵ شهیدی که بخش درخور توجهی از آنها کودکان و زنان‌اند، ساکت‌ هستند. این آمار دردناک، نه راه نجات، بلکه تلاشی از سوی دشمنان برای حذف هویت ملی و ایجاد فروپاشی است. تجربه ویران‌گری‌های بیگانگان در عراق، لیبی و سوریه، دیگر درسی در کتاب‌های تاریخ نیست، بلکه آینه‌ای از وضعیتی است که دشمن در تلاش برای بازتولید آن در کشور ماست. هر موشکی که بر مدرسه‌ای نشانه رفت یا حریم امن شهروندان را شکست، پیمانی بود که به‌جای ساختن تمدن، نابودی وطن و جان‌ها را امضا کرد. با این حجم از شهدا، دیگر سخن از آزمون و خطا نیست؛ سخن از جنایتی است که علیه ملت ایران رخ داده است.