علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، پس از تحویل سال ۱۴۰۴ برای سیوششمین بار در جایگاه رهبر نظام اسلامی، روبروی مردم نشست و در حالی که مانند همیشه هیچ یک از نمادهای نوروز کنارش نبود، از همزمانی این ایام با شبهای قدر بهعنوان بهانهای برای شادباش نگفتن نوروز استفاده کرد. او در این پیام، از فرماندهان سپاه پاسداران و نیروهای محور موسوم به «مقاومت» که کشته شدند، یاد کرد و سال ۱۴۰۳ را «سالی پرماجرا و شبیه به دهه ۱۳۶۰» خواند؛ دههای که در ادبیات سیاسی او، مترادف با تثبیت قدرت از طریق سرکوب و جنگ بود. او پس از آن، در دیدار با فرماندهان نظامی و سران حکومت، آمریکا را به «سیلی سخت» تهدید کرد. حالا دقیقا یک سال از آن پیام میگذرد و وضعیت ایران بهکلی دگرگون شده است. او دیگر نیست و ایرانیان پس از ۳۷ سال، نخستین نوروز بدون خامنهای را با امید رهایی و آزادی ایران، جشن خواهند گرفت. حالا در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و حافظه جمعی ایرانیان، سال ۱۴۰۴ بهعنوان سالی پرماجرا ثبت شده است. سالی که جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی، فعال شدن مکانیسم ماشه، تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران در اروپا، عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه مواضع جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای مهمترین رخدادهای آن بودند. البته سالی که ننگ قتلعام هزاران نفر از مردم در دیماه بر پیشانی حاکمیت نشست. دی ماه خونین و انقلاب ملی شیر و خورشید مهمترین رخداد داخلی ایران در سال ۱۴۰۴ که بهعنوان یکی از تکاندهندهترین وقایع در تاریخ و حافظه جمعی مردم ثبت خواهد شد، کشتار وسیع معترضان و حتی رهگذران در سراسر ایران بود. این اعتراضهای مردمی از اوایل دیماه با اعتصاب بازاریان به سقوط بیسابقه ارزش پول، تورم و رکود شدید اقتصادی آغاز شد، اما خیلی زود ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کرد. معترضان در نقاط مختلف ایران شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر دادند. شعاری که از ابتدای سال در اعتراضهای مختلف شنیده میشد، اما در دیماه با گستردهتر شدن اعتراضها در نقاط بیشتری از خاک ایران طنینانداز شد. تا اینکه شاهزاده رضا پهلوی، فراخوان تجمع خیابانی در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه را صادر کرد. حکومت که از به خیابان آمدن میلیونها ایرانی با شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی به شدت ترسیده بود، عصر پنجشنبه هجدهم دیماه اینترنت بینالمللی را قطع کرد و در تاریکی دیجیتال بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر را رقم زد. اکنون منابع مختلفی تعداد کشتهشدههای دیماه خونین را بیش از ۳۰ هزار نفر اعلام کردهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نیز در سخنانش گفت که آمار کشتهها ۳۲ هزار نفر و چه بسا بیشتر است. رئیسجمهور ایالاتمتحده آمریکا در همان زمان، کارگزاران جمهوری اسلامی را تهدید کرد چنانچه دست به کشتار معترضان بزنند، هدف قرار میگیرند. او در پیامی دیگر به ایرانیان معترض قول داد به آنان «کمک» خواهد کرد. کشورهای مختلفی کشتار معترضان در ایران را محکوم کردند. عزم جهانی ایرانیان برای سرنگونی حکومت زخمی که دیماه خونین بر قلب میلیونها ایرانی داخل و خارج از کشور وارد کرد، در نهایت به سلاح و عزمی جمعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شد. ایرانیان داخل کشور در آیینهای یادبود جاویدنامان دیماه روایت متفاوتی و حماسی خیرهکنندهای از سوگ جمعی را رقم زدند و ایرانیان خارج از کشور نیز با برگزاری تجمعهای مداوم در شهرهای مختلف جهان، جامعه جهانی را از آنچه در ایران رخ داده بود، آگاه کردند و از سیاستمداران ایستادن کنار مردم ایران را مطالبه کردند. اوج این همگرایی جمعی روز چهاردهم فوریه بود که تجمعهای هزاران نفری ایرانیان در شهرهای مونیخ، تورنتو، لسآنجلس و دیگر شهرهای جهان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد. ایرانیان در این تجمعها، فرهنگ و ادب ایرانی را نمایندگی کردند و پلیس شهرهای میزبان را به شگفتی واداشتند. همچنین مطالبه خود را برای سرنگونی جمهوری اسلامی با رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای دوران گذار، بهصراحت بیان کردند. علمیات نظامی اسرائیل و آمریکا با وجود بمباران سایتهای هستهای جمهوری اسلامی، تهدید برنامه هستهای و موشکی و نیروهای نیابتی همچنان وجود داشت. طرف ایرانی بهتناوب ادعا میکرد که از دیپلماسی استقبال میکند، اما در آن سوی ماجرا، آمریکا احتمالا به این نتیجه رسیده بود حکومتی که طی دو شب چنین بیرحمانه مردم بیدفاع را قتلعام میکند، در صورت دسترسی به سلاح هستهای به تهدیدی جدی علیه جهان تبدیل خواهد شد. در نتیجه آخرین تلاشها برای حل مناقشه از طریق گفتگو با میانجیگری عمان انجام شد که البته نتیجهای نداشت. علی خامنهای نیز پیوسته تهدیدهایش را تکرار میکرد. در نهایت صبح روز نهم اسفندماه در حمله به مجتمع رهبری در خیابان پاستور تهران، رهبر جمهوری اسلامی و تعدادی از فرماندهان نظامی کشته شدند. پس از آن نیز هزاران هدف نظامی، انتظامی و مراکز سرکوب در نقاط مختلف ایران هدف قرار گرفتند. جمهوری اسلامی با ایجاد محدودیت در تنگه هرمز و حمله موشکی و پهپادی، همانطور که قبلا تهدید کرده بود، جنگ منطقهای راه انداخت. همزمان مجتبی خامنهای را نیز بهعنوان جانشین علی خامنهای معرفی کرد. در حالی که درباره برگزاری جلسه مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر جدید حرف و حدیثها بسیار بود. ضمن اینکه خبرها از مجروح شدن شدید مجتبی خامنهای حکایت داشت. حاکمیت برای تضمین بقای خود در شرایط جنگی و از ترس قیام مردمی، سرنشینان قطار انقلاب را فراخواند تا از طریق تسخیر خیابان بهعنوان آخرین سنگر مانع شکلگیری هرگونه اعتراض شوند. پایان وعده توخالی «سند چشمانداز ۱۴۰۴» مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۸۴، برنامهای را با عنوان «سند چشمانداز ۱۴۰۴» یا «سند چشمانداز ۲۰ ساله» آماده کرد که بر مبنای آن، قرار بود ظرف مدت ۲۰ سال، یعنی تا سال ۱۴۰۴، ایران در زمینههای مختلف فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به قدرت برتر منطقه تبدیل شود. این طرح بنا بود در قالب چهار برنامه توسعه پنج ساله، اجرا شود. مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیرخانه آن طی این دو دهه، مبالغی نجومی را برای اجرا و عملیاتی شدن این طرح از بودجه عمومی صرف کردند تا اینکه سال ۱۴۰۴ فرا رسید، اما نهتنها ایران به قدرت اول منطقه در زمینههای مختلف تبدیل نشد که عقبگرد هم کرد. در زمینه سیاسی، روابط ایران با کشورهای جهان به دنبال رفتارهای تنشآمیز جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری دچار چالش شد. فقر و بحران معیشت به دلیل تورم و سقوط ارزش پول ملی هم بهشدت افزایش یافت و در زمینههای فرهنگی و اجتماعی، نیز انواع آسیبها و چالشها پدید آمد. مرگ تولید و سرمایهگذاری علی خامنهای در پیام نوروزیاش برای سال ۱۴۰۴، این سال را سال «سرمایهگذاری برای تولید» نامید. با اینکه ادعا میشد تقویت تولید داخلی، افزایش سرمایهگذاری و بهبود وضعیت اقتصادی مطابق با این شعار در اولویت برنامههای کارگزاران جمهوری اسلامی قرار میگیرد، آنچه در نهایت رخ داد، با این شعار و ادعا فاصله بسیار زیادی داشت. خاموشیهای گسترده و پیاپی برق یکی از جدیترین موانع فعالیت واحدهای تولیدی بود. بسیاری از کارخانهها و کارگاههای صنعتی به دلیل قطع برق ناچار به توقف موقت یا کاهش ظرفیت تولید شدند؛ وضعیتی که نهتنها روند تولید را مختل کرد، بلکه هزینههای اضافی سنگینی نیز بر دوش بخش خصوصی و تولیدکنندگان گذاشت. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) در کنار بحران انرژی، بحران کمبود آب نیز به یکی از چالشهای جدی برای کشاورزی و صنعت و حتی مصارف خانگی تبدیل شد. کاهش منابع آبی، خشک شدن بسیاری از سفرههای زیرزمینی و محدودیتهای فزاینده در تامین آب برای صنایع و کشاورزی که دستاورد سالها سیاستهای مخرب زیستمحیطی حاکمیت بود، چشمانداز تولید و معیشت را تیرهتر کرد. همزمان، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ با یکی از شدیدترین دورههای کاهش ارزش پول ملی مواجه شد. سقوط کمسابقه ارزش ریال در برابر انواع ارزها، افزایش تورم و رشد مداوم قیمت کالاهای اساسی فشار سنگینی بر معیشت خانوارها وارد کرد. در چنین شرایطی، نهتنها سرمایهگذاری جدیدی در بخش تولید انجام نشد، بلکه بسیاری از فعالان اقتصادی با نااطمینانی شدید، بیثباتی اقتصادی و محدودیتهای ناشی از تحریمها روبرو شدند. سرنوشت برخی از آنها زمینگیر شدن و ترک کسبوکار بود و بسیاری نیز مهاجرت کردند. در نتیجه سالی که قرار بود با شعار «سرمایهگذاری برای تولید» به نقطهای برای تقویت اقتصاد ملی تبدیل شود، در عمل به سالی تبدیل شد که در آن بحرانهای ساختاری اقتصاد ایران بیشازپیش آشکار شد و زندگی روزمره میلیونها ایرانی را نیز متاثر کرد. تراستیها، نماد اقتصاد رانتی یکی از جنجالیترین موضوعهای اقتصادی سال ۱۴۰۴ که در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای پیدا کرد، افشای ابعاد تازهای از فعالیت شرکتها و شبکههایی بود که از آنها با عنوان «تراستی» یاد میشود. این اصطلاح در ایران در مورد گروهی از شرکتها و افراد نزدیک به مراکز قدرت کاربرد دارد که با استفاده از روابط سیاسی و رانتهای حکومتی، از تحریمهای بینالمللی کاسبی میکنند و با ادعای دور زدن تحریمها امتیازهای ویژهای در زمینه واردات و صادرات به دست میآورند. افشای جزئیاتی از نحوه فعالیت این شبکهها در سالی که گذشت، نشان داد که در شرایطی که بخش بزرگی از اقتصاد ایران با محدودیتهای شدید ناشی از تحریمها، بیثباتی بازار ارز و کاهش سرمایهگذاری روبرو است، برخی از این مجموعهها کالاهای صادراتی ایران و بهخصوص نفت را با هدف دور زدن تحریمها در بازارهای بینالمللی فروختهاند، اما ارز حاصل از آن را به خزانه بازنگرداندهاند. مبلغی که تراستیها از بازگرداندن آن خودداری کردند، به گفته برخی نمایندگان مجلس حدود ۱۱ میلیارد دلار بود. جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل بامداد بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، بسیاری از مردم ایران با خبر کشته شدن تعدادی از فرماندهان سپاه و دانشمندان هستهای از خواب بیدار شدند. جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در شرایطی آغاز شد که به دلیل بالا گرفتن تنشها میان تهران و تلآویو و زنجیره رخدادهای پس از هفت اکتبر، اتفاقی غیرمنتظره نبود، با این حال آنچه اسباب شگفتی شد، کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در همان دقایق اول حمله بود. حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه و فریدون عباسی، دانشمند هستهای، از کسانی بودند که هدف قرار گرفتند و کشته شدند. در جریان همین جنگ بمبافکنهای بیــ۲ آمریکا به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالاتمتحده، برای حمله به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان اعزام شدند. پس از آن، رئیسجمهوری آمریکا از نابودی کامل تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی خبر داد. در این جنگ چندین پایگاه نظامی، مراکز مرتبط با برنامه موشکی و هستهای و همچنین برخی مقرهای سپاه پاسداران نیز هدف قرار گرفتند. این درگیری بهعنوان نخستین رویارویی نظامی مستقیم و گسترده میان ایران و اسرائیل در تاریخ معاصر شناخته شد و پیامدهای سیاسی و امنیتی آن برای جمهوری اسلامی و معادلات منطقهای ادامه یافت تا به آخرین ماه این سال یعنی اسفندماه رسید. فعال شدن مکانیسم ماشه یکی دیگر از مهمترین تحولات سیاست خارجی ایران در سال ۱۴۰۴، فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی بود؛ رخدادی که یکی از سنگینترین ضربات دیپلماتیک و اقتصادی به حکومت ایران در سالهای اخیر به شمار میرفت. پس از ماهها تنش بر سر برنامه هستهای و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره افزایش سطح غنیسازی اورانیوم، یکی از طرفهای اروپایی توافق هستهای در پاییز ۱۴۰۴ روند فعالسازی این سازوکار را آغاز کرد. مکانیسم ماشه که در متن توافق هستهای سال ۲۰۱۵ پیشبینی شده بود، به کشورهای عضو اجازه میداد در صورت نقض تعهدات از سوی جمهوری اسلامی ایران، تمامی تحریمهای سازمان ملل را که پیشتر لغو شده بودند، دوباره برقرار کنند. پس از طی روند حقوقی این سازوکار در شورای امنیت، تحریمهای بینالمللی که در سالهای پس از توافق هستهای تعلیق شده بودند، بار دیگر بازگشتند. این تحریمها عبارت بودند از وضع محدودیتهای گسترده در حوزههای مبادلات تسلیحاتی، مالی، بانکی و همکاریهای فناوری که جمهوری اسلامی را عملا دوباره در چارچوب سختترین نظام تحریمی شورای امنیت قرار دادند. بازگشت این تحریمها نهتنها فشار اقتصادی بر حکومت ایران را افزایش داد، بلکه روابط خارجی و دسترسی جمهوری اسلامی به شبکه مالی جهانی را نیز بیشازپیش محدود کرد. تروریستی خواندن سپاه پاسداران در اروپا تلاش فعالان ایرانی و برخی سیاستمداران خارجی برای افزودن نام سپاه پاسداران به فهرست سازمانهای تروریستی از سالها قبل و بهخصوص خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ آغاز شده بود. آمریکا و کانادا سال ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دادند. نمایندگان پارلمان اروپا نیز در ژانویه ۲۰۲۳ به قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی رای مثبت دادند. در واکنش به این پیشنهاد، اتحادیه اروپا راه مماشات با جمهوری اسلامی را برگزید، اما در بهمن ماه ۱۴۰۴ به دنبال کشتار هزاران معترض در ایران، در نهایت اتحادیه اروپا نیز سپاه پاسداران را تروریست خواند. بر اساس این تصمیم، هرگونه همکاری مالی، اقتصادی یا لجستیکی با سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به آن در کشورهای اروپایی جرم تلقی شد و داراییها و شبکههای مرتبط با این نهاد تحت محدودیتهای شدید قرار گرفت. همچنین شماری از فرماندهان و نهادهای وابسته به سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای تازه اروپا قرار گرفتند. ایران انقلاب ملی ایران انقلاب شیر و خورشید سال ۱۴۰۴ مرگ خامنهای عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل مکانیسم ماشه سرکوب خیزش ملی ایرانیان پس از ۳۷ سال، نخستین نوروز بدون خامنهای را با امید رهایی و آزادی ایران برگزار میکنند سایه رحیمی پنج شنبه, مارس 19, 2026 - 13:15
معترضی عکس محمدرضاشاه و شهبانو فرح پهلوی را بالا برده است-بیستم دی ماه ۱۴۰۴، شهرک اکباتانــ وحیدآنلاین
سیاسی و اجتماعی related nodes: مرگ خامنهای جهان را به مکانی بهتر بدل میکند دیماه خونین؛ تراژدی هولناک قتلعام ۱۷ سالهها جامعه در تبعید ایران چگونه به کابوس فرامرزی جمهوری اسلامی تبدیل شد؟ Type: news SEO Title: سال پرماجرای ۱۴۰۴؛ سین سوگ جوانان میهن و سرنگونی علی خامنهای Inner related node: مرگ خامنهای جهان را به مکانی بهتر بدل میکند دیماه خونین؛ تراژدی هولناک قتلعام ۱۷ سالهها جامعه در تبعید ایران چگونه به کابوس فرامرزی جمهوری اسلامی تبدیل شد؟ copyright: