شرق
در روزگاری که ناترازی گاز مانند سایهای سنگین بر سر اقتصاد افتاده، سخنگفتن از تدبیر، نه توصیهای اخلاقی، بلکه ضرورتی حیاتی است. کاهش روزانه و معنادار گاز از مدار تولید، تنها یک عدد خشک نیست؛ نشانهای است از شکافی عمیق میان مصرف و تولید؛ شکافی که اگر از امروز ترمیم نشود، فردا به بحرانی سختتر بدل خواهد شد. در روزگاری که ناترازی گاز مانند سایهای سنگین بر سر اقتصاد افتاده، سخنگفتن از تدبیر، نه توصیهای اخلاقی، بلکه ضرورتی حیاتی است. کاهش روزانه و معنادار گاز از مدار تولید، تنها یک عدد خشک نیست؛ نشانهای است از شکافی عمیق میان مصرف و تولید؛ شکافی که اگر از امروز ترمیم نشود، فردا به بحرانی سختتر بدل خواهد شد. ناترازی گاز، رودی است که از هر ترک میگذرد و هر تعلل را به بحران تبدیل میکند. این بحران، نه با امید بستن به افزایش ناگهانی تولید بلکه با مدیریت هوشمند مصرف و بازآرایی رفتار انرژی مهارشدنیتر است. در چنین وضعی، کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی نو است؛ نگاهی که بر عادت تکیه نکند، بر تکرار نایستد و از روزمرگی عبور کند. یکی از این تدابیر، بازآرایی ساعت کار در بهار و تابستان است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که تغییر ساعت، تنها یک جابهجایی تقویمی نیست؛ ابزاری است برای تعدیل مصرف برق و گاز، برای انتقال بار شبکه از اوج به تعادل و برای کاهش فشار بر زیرساختهایی که امروز بیش از همیشه خستهاند. اما این بار، سخن از تغییر ساعت بهتنهایی نیست؛ سخن از فهم مسئله است. تا وقتی ناترازی گاز بهعنوان مسئلهای ملی پذیرفته نشود، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد بود. اصلاح واقعی، مستلزم بازنگری در چرخه حکمرانی است؛ چرخهای که بر ارزیابی دقیق عملکرد، دریافت بازخورد مؤثر و پاسخگویی سیستماتیک استوار باشد. هر اقدام باید قابل رصد و سنجش باشد، هر بازخورد به تصمیمها بازگردد و سیستم پاسخگو بتواند مسیر اصلاح را بهصورت مستمر پیش ببرد. تنها با این رویکرد میتوان از تکرار اشتباهها عبور کرد و تدبیر واقعی را جایگزین عادتهای ناکارآمد کرد.
Go to News Site