Collector
Giriş Yap
کفش‌هایی که سال‌ها بعد رسیدند | Collector
کفش‌هایی که سال‌ها بعد رسیدند

کفش‌هایی که سال‌ها بعد رسیدند

کفش پاره و انگشت شصت بیرون زده، همه سهم کودک روستایی بود که شرم اجتماعی امانش نمی‌داد، او با کودکی جا مانده، خواهرش را به پشتش گرفته و مثل آرزوهایش داشت از رودخانه عبور می‌کرد تا به کلاس درس برسد، اما آقا معلم، حواسش به بچه‌های جا مانده روستا بود و با یک جفت کفش، پشت در ایستاده بود تا دانش‌آموزش با کفش‌های پاره،دیده نشود.

Go to News Site