شرق
انسان بنا بر طبیعت خود موجودی اجتماعی است؛ امروز اکثر مطالعات چه در علوم طبیعی و چه در علوم انسانی نشان میدهند که موجود انسانی برای سلامت، طول عمر و زیست سالم و احساس خوشبختی خود به شدت وابسته به «روابط اجتماعی» البته از نوع «سالم» آن است. منظور آنکه اگر روابط اجتماعی و پیرامونی ما آلوده و سخت و آزاردهنده باشند، به روشنی درگیر شدن بیشتر به آنها از سلامت ما میکاهد. زندگی اشتراکی و همخانگی، پدیدهای نیست که ناگهان در سالهای اخیر متولد شده باشد؛ اما آنچه امروز آن را دوباره به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات زندگی شهری تبدیل کرده، بازگشت این سبک زندگی در بستری از بحرانهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، تورم مسکن، مهاجرت و دگرگونی شکل خانواده است. در شرایطی که الگوهای سکونت، روابط خانوادگی و حتی تصور ما از «خانه» با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چرا افراد با یکدیگر زندگی میکنند، بلکه این است که این شکل از همزیستی تا چه اندازه انتخابی آگاهانه، پاسخی موقت به بحران یا نشانهای از تحولی عمیقتر در شیوه زیست معاصر است؟ در گفتوگو با ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران، ریشههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده را بررسی کردهایم. خانه، خانواده و شیوههای زیستن جمعی، شاید بیش از هر زمان دیگری در دهههای اخیر دستخوش تغییر شدهاند. افزایش هزینههای زندگی، بحران مسکن، جابهجاییهای جمعیتی، تغییر ساختار خانواده و فشارهای اقتصادی، بار دیگر زندگی اشتراکی و اشکال مختلف همخانگی را به بخشی از تجربه روزمره بسیاری از جوامع تبدیل کرده است.
Go to News Site