Collector
وقتی فقر اجازه درمان نمی‌دهد | Collector
وقتی فقر اجازه درمان نمی‌دهد
شرق

وقتی فقر اجازه درمان نمی‌دهد

روز تعطیل سوار اسنپ تروتمیزی شدم که پلاک مخصوص معلولان را داشت. راننده مؤدبی که هر چند وقت یک‌ بار دستش حرکت می‌کرد و با دقت و تلاش فرمان را نگه داشته بود و البته سر پیچ‌ها کمی رانندگی برایش سخت‌تر بود. تلفنش زنگ زد و شروع به گفت‌وگو کرد. همسرم در هلال‌احمر نشسته است، من دارم همین نزدیکی‌ها دور می‌زنم. بعد مشخصات خودش را داد. روز تعطیل سوار اسنپ تروتمیزی شدم که پلاک مخصوص معلولان را داشت. راننده مؤدبی که هر چند وقت یک‌ بار دستش حرکت می‌کرد و با دقت و تلاش فرمان را نگه داشته بود و البته سر پیچ‌ها کمی رانندگی برایش سخت‌تر بود. تلفنش زنگ زد و شروع به گفت‌وگو کرد. همسرم در هلال‌احمر نشسته است، من دارم همین نزدیکی‌ها دور می‌زنم. بعد مشخصات خودش را داد. مهندس مکانیک بودم در فرودگاه... کار می‌کردم. آهسته‌تر گفت وقتی اسکلروز گرفتم و هر روز معلولیتم بیشتر شد، هر ماه حدود ۳۴۰ یورو بابت دارو باید بدهم. آهسته‌تر که صحبت کرد من دیگر تلاش نکردم بشنوم، اما هرازگاهی جمله‌ای می‌شنیدم. مثلا گفت که بهزیستی به من فقط پلاک معلولیت داد و... . یا کمی بعدتر گفت سه‌میلیون‌ونیم کم آوردم. می‌گفت می‌دانم رقمی نیست؛ یک سوپری برویم دو کیسه خرید نمی‌شود. شاید اگر بدبین بودم می‌گفتم اینها همه‌اش صحنه‌سازی بود، اما به نظرم او فقط یکی از ما بود. در بسیاری از خانواده‌ها، لحظه شنیدن خبر ابتلا به بیماری، حالا هر بیماری ناگهانی از شکستگی دست ‌و پا گرفته تا بیماری‌هایی تلخ‌تر مانند سکته و سرطان، فقط آغاز یک بحران پزشکی نیست؛ آغاز زنجیره‌ای از اضطراب‌های مالی، تغییرات معیشتی و گاه فروپاشی تدریجی امنیت اقتصادی خانواده است. بیماری‌های پرهزینه در شرایطی که تورم به ‌صورت مستمر قدرت خرید را کاهش داده و هزینه‌های درمانی با شتابی بیش از درآمد خانوارها افزایش یافته، دیگر صرفا یک مسئله سلامت عمومی نیستند؛ به یکی از موتورهای بازتولید فقر تبدیل شده‌اند. این بحران زمانی ابعاد سنگین‌تری پیدا می‌کند که فرد مبتلا، سرپرست خانوار باشد. در چنین وضعیتی، خانواده با یک معادله دشوار روبه‌رو می‌شود؛ هم‌زمان که هزینه‌ها جهش می‌کند، توان درآمدزایی نیز افت می‌کند. سرپرستی که پیش از بیماری هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد، ممکن است به دلیل دوره‌های درمان طولانی، ضعف جسمی یا ناتوانی موقت و دائمی، توان کارکردن را از دست بدهد. نتیجه، وضعیتی است که در آن خانواده باید با منابع کمتر، هزینه‌های چندبرابری را مدیریت کند. در چنین شرایطی، تصمیم‌های سخت آغاز می‌شود؛ فروش طلا، برداشت از پس‌انداز، قرض‌گرفتن از اطرافیان، دریافت وام، فروش دارایی یا حذف برخی نیازهای اساسی خانواده. گاه خانواده ناچار می‌شود میان هزینه درمان و کیفیت زندگی روزمره یکی را انتخاب کند. کاهش هزینه آموزش فرزندان، حذف برنامه‌های تغذیه‌ای مناسب، چشم‌پوشی از درمان سایر اعضای خانواده یا حتی تغییر محل زندگی، بخشی از تبعاتی است که کمتر در آمارهای رسمی ثبت می‌شود.

Go to News Site