شرق
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد جنگها فقط در میدانهای نبرد تعیینتکلیف نمیشوند. در پس هر بحران بزرگ، شبکهای از اهداف ژئوپلیتیکی، اقتصادی و راهبردی نهفته است که گاه اهمیت آنها از خود جنگ کمتر نیست. اگر در قرن بیستم کشورها برای تصرف سرزمینها و گسترش حوزه نفوذ خود میجنگیدند، در قرن بیستویکم بخش مهمی از رقابت قدرتها بر سر کنترل بازارها، زنجیرههای تأمین، فناوریهای نوین، منابع راهبردی و مسیرهای اقتصادی آینده شکل گرفته است. محمدرضا طاهری- پژوهشگر علوم سیاسی و ارشد روابط بینالملل: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد جنگها فقط در میدانهای نبرد تعیینتکلیف نمیشوند. در پس هر بحران بزرگ، شبکهای از اهداف ژئوپلیتیکی، اقتصادی و راهبردی نهفته است که گاه اهمیت آنها از خود جنگ کمتر نیست. اگر در قرن بیستم کشورها برای تصرف سرزمینها و گسترش حوزه نفوذ خود میجنگیدند، در قرن بیستویکم بخش مهمی از رقابت قدرتها بر سر کنترل بازارها، زنجیرههای تأمین، فناوریهای نوین، منابع راهبردی و مسیرهای اقتصادی آینده شکل گرفته است. در چنین چارچوبی، سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بیش از هر زمان دیگری بر محور اقتصاد و تولید ثروت سازمان یافته است؛ راهبردی که بر چهار هدف کلان استوار است: ایجاد توازن جدید در مبادلات تجاری، تثبیت مناطق درگیر بحرانهای ژئوپلیتیکی، احیای صنعتیسازی پیشرفته در آمریکا و تضمین امنیت زنجیره تأمین مواد خام حیاتی، نیمهرساناها و فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی.
Go to News Site