شرق
هر کسی که پرترهاش ساخته میشود، وارد جهانی از بودن و نبودن میشود. پرترهها مسئله بودن یا نبودن را حل نمیکنند اما ترس ما را از این مسئله کم میکنند. از پرترهها ممنونیم که ما را گیج و مست میکنند، یک مستی و گیجی هملتگونه. فاروق مظلومی، منتقد- در این جستار ابتدا به ژانر کلاسیک پرتره میپردازم، سپس توضیح میدهم چرا آثار آنالی طاهریان در ژانر کلاسیک پرتره و خوشبختانه در هیچ طبقهبندی و ژانری قرار نمیگیرد. بعد به دگردیسی موضوع در این نقاشیها و کلا در هنر میپردازم و در پایان به ارتباط صحیح با این آثار اشاره خواهم کرد. اصطلاح ساختن به جای نقاشی، بین نقاشان ایرانی متداول بوده است. منظور از اشاره به واژه ساختن، توجه به تکامل تدریجی یک اثر است. پرتره را چشمهای مدل و نقاش و چشمهایی که این دو دیدهاند، میسازد. پرترهها موزه پنهان چشمها هستند. اگر مدل پرتره [صاحب موزه] زنده باشد، نبودنش در حیاتش فعال شده است، چون پرتره نه حرف میزند و نه غذا میخورد.
Go to News Site