شرق
بسیاری از تحلیلها بر نقش جنگندهها، موشکها و سامانههای پدافندی متمرکز بودهاند، اما آیا مهمترین میدان نبرد در جنگ ۱۲روزه اساسا نه آسمان، بلکه عرصه اطلاعات، نفوذ، جنگ سایبری و عملیات شناختی بود؟ اگر چنین است، سهم هر یک از این مؤلفهها در موفقیت یا ناکامی طرفین چگونه قابل سنجش است؟ در آستانه نخستین سالگرد جنگ ۱۲روزه، بازخوانی آن رویارویی دیگر صرفا رجوع به یک رخداد تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای فهم وضعیتی است که ایران و منطقه همچنان در دل آن به سر میبرند. اگرچه جنگ ۱۲روزه در ظاهر با آتشبس سوم تیر ۱۴۰۴ پایان یافت، اما تحولات ماههای بعد نشان داد که آن درگیری نه نقطه پایان یک بحران، بلکه نقطه آغاز دورهای تازه از بیثباتی و تنش تحمیلی به ایران بود؛ دورهای که با وقوع جنگ ۴۰روزه در نهم اسفند ۱۴۰۴ وارد مرحلهای جدید شد و روشن کرد که آتشبس پس از جنگ نخست (۱۲روزه)، بیش از آنکه به صلحی پایدار منجر شود، به وقفهای موقت میان دو دور از رویارویی از تابستان تا زمستان سال گذشته شباهت داشت و این وضعیت جنگی کماکان با ورود به سال جدید هم ادامه دارد. از این منظر، فضای کنونی را باید نه شرایط پساجنگ، بلکه وضعیتی میان جنگ و صلح توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن، آتشبس همچنان شکننده است و سایه درگیری بر معادلات امنیتی منطقه سنگینی میکند. در چنین بستری، یکی از مهمترین ابعاد جنگ ۱۲روزه به حوزه نظامی، امنیتی و اطلاعاتی بازمیگردد؛ حوزهای که هنوز هم محل مناقشه و پرسشهای جدی است؛ اینکه آیا ایران در آغاز آن جنگ با غافلگیری اطلاعاتی و عملیاتی مواجه شد؟ آیا برآوردهای امنیتی موجود توان پیشبینی ابعاد و زمانبندی حملات را داشتند؟ و مهمتر از همه، تجربه آن جنگ چه تصویری از نقاط قوت و ضعف ساختارهای اطلاعاتی، پدافندی و بازدارندگی کشور ارائه میدهد؟ در عین حال، یک پرسش نظری و راهبردی نیز مطرح است؛ آیا جنگ ۱۲روزه را میتوان در چارچوب کلاسیک مفهوم «جنگ» تحلیل کرد یا با الگویی متفاوت از نبرد مواجه بودیم؟ رویاروییای که در آن عملیات نظامی، جنگ اطلاعاتی، حملات سایبری، ترورهای هدفمند، عملیات روانی و فشارهای دیپلماتیک بهصورت همزمان به کار گرفته شدند و مرز میان میدان نبرد و عرصه سیاست را تا حد زیادی از میان بردند. پاسخ به این پرسشها، در واقع واکاوی ریشههای وضعیتی است که یک سال بعد همچنان بر امنیت ایران و منطقه سایه افکنده است. از اینرو، برای دستیابی به درکی دقیقتر از ابعاد نظامی، امنیتی و اطلاعاتی جنگ ۱۲روزه و یافتن جوابهایی روشنتر برای این سؤالات و دیگر ابهامات مرتبط با آن، به سراغ دکتر حسین علایی رفتهایم؛ از فرماندهان باسابقه دفاع مقدس و نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که سالها در حوزههای راهبردی، نظامی و امنیتی به مطالعه و تحلیل مسائل دفاعی کشور پرداخته است. در این گفتوگو تلاش کردهایم با بهرهگیری از نگاه تحلیلی و تجربه میدانی او، رخدادهای جنگ ۱۲روزه بهعنوان دومین جنگ تحمیلی بر ایران، نحوه آغاز آن، ابعاد اطلاعاتی و عملیاتی درگیری، کیفیت بازدارندگی طرفین و پیامدهای راهبردی آن برای ایران و منطقه را زیر ذرهبین قرار دهیم. حاصل این گپوگفت، روایتی تحلیلی از یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رخدادهای امنیتی پس از انقلاب است که در ادامه از نظر میگذرانید.
Go to News Site