ILNA
رایزن پیشین ایران در افغانستان گفت: ماهیت عمیق و تاریخی اختلاف مرزی دیورند و رقابت ژئوپلیتیک منطقهای کماکان به قوت خود باقی است و افغانستان را به عرصهای برای حلوفصل منازعات پیچیدهی داخلی و خارجی تبدیل کرده است. عبدالمحمد طاهری، رایزن پیشین ایران در افغانستان در تشریح مهمترین تحولات شبه قاره هند در سال ۱۴۰۴ در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: اختلافات مرزی میان افغانستان و پاکستان، بهویژه درباره خط دیورند، بیش از یک قرن است که تداوم یافته است. این مسئله در طول تاریخ افغانستان، در دورههای مختلف حکومتی (از پادشاهی تا جمهوری و از جبهه مقاومت افغانستان تا حاکمیت طالبان) همواره بهعنوان یک چالش بنیادی و حلنشده مطرح بوده است. حتی احمدشاه مسعود، یک هفته پیش از ترور خود، به این موضوع اشاره کرد که افغانستان دشمنان متعددی دارد و پاکستان از طریق سازمان اطلاعاتی خود (آی.اس.آی) نه تنها طالبان را تربیت میکند، بلکه عامدانه اوضاع را در افغانستان متشنج نگه میدارد تا دولتهای کابل را از پیگیری جدی ادعاهای مرزی بازدارد. این دیدگاه، بازتابی از یک باور ریشهدار در میان نخبگان سیاسی و نظامی افغانستان است که پاکستان را بازیگری میدانند که منافع امنیتی خود را در گرو تضعیف و بیثباتی همسایه شمالی خود تعریف کرده است. وی ادامه داد: نقش پاکستان در شکلگیری و تقویت طالبان در دو مقطع تاریخی برجسته قابل بررسی است. در دور اول، در دههی ۱۳۷۰، طالبان با پشتیبانی لجستیکی، مالی و امنیتی اسلامآباد ظهور کردند و موفق به سرنگونی دولت نجیبالله شدند. در آن مقطع، تصمیمگیرندهی نهایی برای حفظ مرزها و تأثیرگذاری بر روند افغانستان، آی.اس.آی بود. پس از حمله آمریکا به افغانستان و سقوط رژیم طالبان، بقایای این گروه بار دیگر به پناهگاههای امن در پاکستان بازگشتند. در دور دوم، طالبان تحت حمایت گستردهتر و نظامیتر پاکستان تجدید قوا کردند و نهایتاً در سال ۱۴۰۰ موفق به تسخیر کابل و سرنگونی دولت اشرف غنی شدند. این الگو حاکی از تعهد بلندمدت بخشهایی از پاکستان به یک استراتژی مبتنی بر ایجاد و استفاده از گروههای شبهنظامی بهعنوان ابزاری برای تأثیرگذاری در افغانستان و جلوگیری از شکلگیری یک دولت مرکزی قدرتمند و مستقل بود.
Go to News Site