ILNA
در روزهایی که صدای آژیر و خبر حمله جای زنگ شروع شیفت را گرفته، قانون کار ایران هنوز در همان نقطهای ایستاده که برای روزهای آرام نوشته شده بود. برای شرایط جنگی، هیچ قاعده روشنی وجود ندارد؛ همین خلأ، تصمیمگیری درباره تعطیلی یا ادامه کار را به اراده یکجانبه کارفرما گره میزند و کارگران را میان ترس از مرگ و هراس از بیکاری معلق نگه میدارد. به گزارش خبرنگار ایلنا، زیر سایهی سنگین جنگی که همین الان در آن نفس میکشیم و در دل هیاهوی این روزهای پرالتهاب، این کارگراناند که بیسپرتر از همه، نخستین ضربهها را به جان میخرند؛ ضربههایی که فقط سفرهی محقرشان را هدف نمیگیرد، بلکه جان و امنیت شغلیشان را هم به بازی میگیرد. امروز، هر بار که یک کارگر با دلهره پایش را به کارگاه میگذارد، در برزخی دلهرهآور دستوپازد: از یک سو چنگ زدن به لقمهنانی برای زنده ماندن، و از سوی دیگر هراسِ نفسگیر از آژیر خطر، تهدیدات جانی و کرکرههایی که ممکن است هر لحظه برای همیشه پایین کشیده شوند. در این روزهای جنگی، حیاتیترین دغدغههای یک کارگر مثل «آیا سرِ ماه حقوقی در کار هست؟» یا «چه کسی جانم را در این سوله تضمین میکند؟»، دیگر سوالاتی ساده نیستند؛ بلکه به کلافهای سردرگمِ حقوقی تبدیل شدهاند. مسئله اینجاست که برای مدیریت روابط کار در دلِ این جنگ، هیچ قانون روشنی وجود ندارد. مادهها و تبصرههای قانون کار، گویی فقط برای روزهای آرام و آفتابی نوشته شدهاند و حالا که بحران و جنگ بر سرمان آوار شده، همان نیمبند حمایتهای قانونی هم دود شده و به هوا رفتهاند. برای درک بهتر این وضعیتِ پیچیده و یافتن پاسخی برای پرسشهای انباشتهشده در این روزهای بحرانی، به سراغ «کامران اللهمرادی»، پژوهشگر حوزه حقوق کار رفتهایم تا بدانیم در این فضای مهآلود، قوانین چگونه عمل میکنند، اختیارات نهادهای صنفی تا کجاست و چه راهکارهایی برای پیگیری مطالبات کارگران وجود دارد. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید.
Go to News Site