شرق
سعید حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف مینویسد گرایش سلطانی اکنون تقویت شده است. وی تأکید میکند تناقضگوییهای ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقولهای روانشناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیقتر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد. سعید حجاریان تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: اخیراً جنبشی در ایالات متحده امریکا تحت عنوان no kings خیابانها را فراگرفته است. درباره تعداد شرکتکنندگان و همچنین پراکندگی سنی و جغرافیایی این کنش اعتراضی میتوان سخنهایی گفت اما آنچه واضح است بخشهایی از جامعه امریکا، به برآمدن شاه در قالب رئیسجمهور اعتراض کردهاند. من، سابقاً و در دور نخست ریاستجمهوری دانلد ترامپ از وجود رگههایی از سلطانیسم در او سخن گفته بودم: «ترامپ فردی است که به همراه خانواده خود به سبک حرمسراهای دوران قاجار ما در کاخاش مینشیند و مانند سلاطین، افراد را به حضور میپذیرد و پستها را بر مبنای تقرّب تقسیم میکند. این مدل، مدل سلطانی است. این فرد برای خودش در سراسر دنیا کاخ دارد و روزها و فصلهای مختلف سال را در تفرجگاههای مختلف سپری میکند و ییلاق- قشلاق دارد و انگار شاه است. این سلطانیسم در آمریکا خیلی عجیب است و جای بحث زیادی دارد؛ […] این سلطانیسم در مقابل جامعه مدنی آمریکا قرار میگیرد و به نظر من چالش آینده جامعه مدنی و سیستم سیاسی آمریکا با ترامپ این موضوع خواهد بود.»
Go to News Site