شرق
هیچ تمدنی در این گستره تاریخی، به درازای ایران تجربه زیستن ندارد؛ سرزمینی که نه با جنگ ساخته شد، نه با غفلت فروریخت، و هنوز هم بر شانههای قرون، استوار ایستاده است. ایران در مسیر هزارهها، نه از سر تصادف بلکه با پشتوانه حافظهای ژرف و ریشهای تمدنی بر تارک روزگار مانده است؛ حافظهای که تجربهها را انباشته، شکستها را هضم کرده و هر بار امکان بازآفرینی را فراهم آورده است. سعید خادمی: هیچ تمدنی در این گستره تاریخی، به درازای ایران تجربه زیستن ندارد؛ سرزمینی که نه با جنگ ساخته شد، نه با غفلت فروریخت، و هنوز هم بر شانههای قرون، استوار ایستاده است. ایران در مسیر هزارهها، نه از سر تصادف بلکه با پشتوانه حافظهای ژرف و ریشهای تمدنی بر تارک روزگار مانده است؛ حافظهای که تجربهها را انباشته، شکستها را هضم کرده و هر بار امکان بازآفرینی را فراهم آورده است. در سیر تمدنها، دوام جوامع استثناست، نه قاعده. بسیاری از امپراتوریها در چند قرن اوج گرفتند و فرونشستند. آنچه ایران را از این چرخه متمایز میکند، صرفا دیرینگی نیست، بلکه پیوستگی فرهنگی و حافظه اجتماعی آن است؛ شبکهای زنده از زبانها، سنتها، باورها و تجربههای مشترک که نسلهای گوناگون این سرزمین را با همه تنوعشان، در رشتهای ممتد به یکدیگر پیوند داده است. ویل دورانت با اشاره به همین ویژگی نوشت: «ایران بیش از بسیاری از ملتهای جهان در تاریخ دوام آورده است». این دوام، حاصل تصادف نیست؛ نتیجه ریشههایی است که در ژرفای سدهها گسترده شدهاند.
Go to News Site