شرق
«اگر جنگ ادامه پیدا کند، شهرها چقدر دوام میآورند؟»؛ این پرسشی است که حالا از دل تجربههای تازه بیرون آمده و مدیریت شهری را با واقعیتی سخت روبهرو کرده است؛ واقعیتی که نشان میدهد شوراها و شهرداریها، بیش از آنکه برای بحران آماده باشند، درگیر روزمرگیاند. «اگر جنگ ادامه پیدا کند، شهرها چقدر دوام میآورند؟»؛ این پرسشی است که حالا از دل تجربههای تازه بیرون آمده و مدیریت شهری را با واقعیتی سخت روبهرو کرده است؛ واقعیتی که نشان میدهد شوراها و شهرداریها، بیش از آنکه برای بحران آماده باشند، درگیر روزمرگیاند. با نزدیکشدن به انتخابات شوراهای شهر و روستا، اینبار بحث فقط بر سر مشارکت یا رقابتهای سیاسی نیست، بلکه مسئله اصلی، توانایی مدیریت شهر در شرایط جنگی است. حسین ایمانیجاجرمی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، معتقد است تجربه جنگ اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده: شهرها برای بحران طراحی نشدهاند. او به ایلنا گفته است: کاهش مشارکت در انتخابات شوراها، صرفا یک مسئله سیاسی نیست، بلکه نشانهای از فاصله میان شهروندان و ساختار تصمیمگیری شهری است؛ فاصلهای که در شرایط بحران، خود را بهصورت کاهش اعتماد و همراهی نشان میدهد. به گفته او، شوراهایی که با رأی پایین شکل میگیرند، نهتنها نمایندگی کاملی از جامعه ندارند، بلکه در جلب مشارکت عمومی نیز ناتوانتر هستند. اما مسئله فقط مشارکت نیست. به باور این جامعهشناس، شوراهای شهر در طول بیش از دو دهه فعالیت، هنوز نتوانستهاند به جایگاه واقعی خود برسند. آنها بهجای آنکه موتور سیاستگذاری شهری باشند، به بخشی از بوروکراسی شهرداری تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که باعث شده موضوعاتی مانند محیط زیست، مسکن و زیرساختهای اجتماعی در حاشیه بماند. در چنین شرایطی، جنگ یک متغیر تعیینکننده جدید است؛ متغیری که به گفته ایمانیجاجرمی، همه معادلات مدیریت شهری را تغییر میدهد. او تأکید میکند انتخاب شهردار دیگر صرفا یک تصمیم اجرایی نیست، بلکه انتخاب فردی است که باید توانایی اداره شهر در شرایط بحرانی را داشته باشد. در این میان، مفهومی که بیش از همه مورد تأکید قرار میگیرد، «دفاع غیرعامل» است؛ مفهومی که به گفته او، هنوز در ساختار مدیریت شهری ایران نهادینه نشده است. از نگاه او، شهردار آینده باید بتواند شهر را نهفقط در شرایط عادی، بلکه در وضعیت جنگی مدیریت کند؛ از سازماندهی محلات تا تأمین خدمات در شرایط اختلال. او هشدار میدهد اگر فرض بر تداوم جنگ باشد، بازسازی محلات آسیبدیده و افزایش آمادگی محلهای، به اولویت اصلی مدیریت شهری تبدیل خواهد شد؛ اولویتی که بدون تغییر نگاه مدیران، محقق نخواهد شد. این بحث، به حوزه شهرسازی نیز کشیده میشود. ایمانیجاجرمی معتقد است الگوهای رایج شهرسازی در ایران، عمدتا وارداتی و نامتناسب با شرایط کشور بودهاند. به گفته او، استقرار مراکز حساس در دل بافتهای مسکونی، یکی از مصادیق این ناهماهنگی است که در زمان حملات، دامنه خسارت را گسترش داده است. در نتیجه، او بر ضرورت بازنگری جدی در طراحی شهری تأکید میکند؛ بازنگریای که هدف آن، افزایش تابآوری شهرها در برابر بحرانهاست. در کنار این موارد، موضوع آموزش نیز به عنوان یک خلأ جدی مطرح میشود. به گفته این استاد دانشگاه، اعضای شوراها، شهرداران و حتی کارکنان شهرداریها، برای مواجهه با شرایط جنگی آموزش کافی ندیدهاند؛ موضوعی که میتواند در زمان بحران، هزینههای انسانی و زیرساختی را افزایش دهد. او همچنین پیشنهاد میدهد زیرساختهای شهری، کارکردی دوگانه پیدا کنند؛ بهگونهای که فضاهایی مانند ایستگاههای مترو یا مراکز بزرگ تجاری، در مواقع بحران به پناهگاه تبدیل شوند. این ایده، بهویژه در شهرهای پرتراکم، میتواند بخشی از آسیبها را کاهش دهد. در سطح کلانتر، ایمانیجاجرمی بر نقش نهادهای سیاستگذار تأکید دارد و پیشنهاد میکند کمیتهای تخصصی برای «جنگ و دفاع غیرعامل» در ساختار برنامهریزی شهری شکل بگیرد؛ کمیتهای که بتواند تهدیدها را ارزیابی و برای آنها راهکار ارائه کند. در کنار همه اینها، جنگ پیامدهای اقتصادی مستقیمی نیز برای شهرها داشته است. کاهش فعالیتهای اقتصادی، منابع درآمدی شهرداریها را محدود کرده و آنها را با چالشهای مالی مواجه کرده است. به گفته او، در چنین شرایطی، حمایت از شهرها و همچنین رسیدگی به شهروندانی که معیشت خود را از دست دادهاند، به یک ضرورت فوری تبدیل شده است.
Go to News Site