شرق
بعضی ضربالمثلها آنقدر مهم و اثرگذارند که به محدوده جغرافیایی خاصی تعلق ندارند و کاربردی جهانی یافتهاند و در بین ملل مختلف در موضوعاتی گوناگون استفاده میشوند. بعضی ضربالمثلها آنقدر مهم و اثرگذارند که به محدوده جغرافیایی خاصی تعلق ندارند و کاربردی جهانی یافتهاند و در بین ملل مختلف در موضوعاتی گوناگون استفاده میشوند. یکی از این ضربالمثلها که شاید معلوم نباشد اولینبار در بین کدام قوم و قبیله یا فراتر از آن، در بین مردمان کدام ملت رواج پیدا کرده، مثل «اختراع مجدد چرخ» یا «چرخ را دوباره اختراع کردن» است. این مثل نه فقط به بیهودگی تکرار یک تجربه تثبیتشده، بلکه اصرار به رفتن به راهی است که از قبل همه گوشه و کنار آن بارها و بارها، دیده و سنجیده شده و هر زیر و بمی که داشته، آشکار شده است. این فقط آزمودن تجربه هزاران بارهای که نتیجهاش از پیش معلوم باشد نیست، یکجور لجکردن با خود است. اینکه همهچیز را بخواهیم از روز اول خلقت، دوباره تجربه کنیم است. انسانها در طول زمان، بر شانه تجربیات پیشینیان خود ایستادهاند، نه اینکه آنچه مردمان گذشته آزمودهاند را از نو بیازمایند. این تجارب حاصل هزینههای فراوان و جانهای بسیاری است که پرداخت شده و به ارزانی و سهل و آسان گرد نیامده است. ایستادن بر شانه پیشینیان، انسان را بلندقامت میکند تا بتواند افقی دورتر را ببیند و محدوده دیدش، کوتاه نباشد. تجارب همین ۴۷ سال پس از انقلاب کشورمان به روشنی، اهمیتِ بر شانه گذشتهگان ایستادن را نشان میدهد. بزرگترین تجربه دهه اول انقلاب کشورمان، تجربه جنگ هشتساله بود، تجربهای که به بهایی گزاف حاصل آمد. آن رخداد نتیجه دلایل متعددی بود که احتمالا یکی از آنها اصراری بود که ما انقلابیون جوان آن روزها بر اختراع مجدد چرخ و نه استفاده از تجربیات پیشینیان داشتیم. اما آن جنگ به ما یاد داد که چرخ را قبلا اختراع کردهاند و بعد روی آن اتاقکی گذاشتهاند و شده است درشکه و بعد برای اتاقک موتور گذاشتهاند و شده است خودرو.
Go to News Site