شرق
در این 40 روزی که گذشت، فقط نظامیان مورد هدف قرار نگرفتند، موارد متعددی از کشتار زنان و کودکان رخ داد. اما در یک اتفاق عجیب و در سیطره رسانهها و در نبود اینترنت، آنچه بازتاب پیدا میکرد این بود که هر هدف غیرنظامی نیز استفاده نظامی داشته است. حتی میزان پلشتی به آنجا رسیده بود که کشتهشدن زن و فرزندان نظامیان قابل قبول شده بود. در این 40 روزی که گذشت، فقط نظامیان مورد هدف قرار نگرفتند، موارد متعددی از کشتار زنان و کودکان رخ داد. اما در یک اتفاق عجیب و در سیطره رسانهها و در نبود اینترنت، آنچه بازتاب پیدا میکرد این بود که هر هدف غیرنظامی نیز استفاده نظامی داشته است. حتی میزان پلشتی به آنجا رسیده بود که کشتهشدن زن و فرزندان نظامیان قابل قبول شده بود. توجیههای متعددی از سوی رسانهها و مقامهای اسرائیلی بازتاب پیدا میکرد و به نظر میرسید آنچه در حال حذفشدن است، مفهوم «انسانیت» به بهانه «آزادی» و «رهایی» بود؛ آن چیزی که با عنوان جنگ «بشردوستانه» و «مورد استقبال» ایرانیان مطرح میشد و میشود. هنوز بسیاری از همان جنگطلبان منتظرند نیروهای زمینی آمریکا حمله کند و توجیه میکنند بهزودی و با تحمل این شرایط است که دنیا میتواند شاهد «ایرانی آزاد و آباد» باشد. سخنانی که از نظر مردمی که در ایران هستند مورد قبول نبوده، اما در نبود اینترنت، امکان بیان و اعلام نظر و عقیدهها نبوده و نیست. پس آنان -ایرانیان جنگطلب- فقط صدایی غیررسمی بود که از جانب ایران در رسانهها و جامعه جهانی شنیده میشد. این فضای غالب در ۴۰ روز جنگ بود. اما طبق فهرستی که هلالاحمر اعلام کرده، میتوانیم مرور کنیم بر کدام بخشهای کشورمان در طول روزهای جنگ آسیب وارد آمد. کشتار کودکان که از همان لحظه اول با شلیک دو موشک تاماهاک به مدرسه میناب رخ داد، کشتار زنان، حمله به مدارس و مراکز آموزشی، حمله به ساختمانهای مسکونی (بیش از ۹۵ هزار خانه آسیب دیده و در تهران پنج هزار نفر در ۳۹ هتل مستقر شدهاند)، حمله به دانشگاهها و مؤسسات علمی (شریف، شهید بهشتی و علم و صنعت)، حمله به آمبولانسهای امدادی، حمله به مراکز شعب و انبارهای امدادی هلالاحمر، حمله به پایگاههای اورژانس، حمله به زیرساختهای انرژی، حمله به زیرساختهای حیاتی (آب، برق و...)، حمله به تأسیسات پتروشیمی (اکنون بیش از ۶۰ مجتمع پتروشیمی دیگر فعالیت نمیکنند)، حمله به سیلوهای کشاورزی، حمله به اماکن و تأسیسات ورزشی مثل ورزشگاه ۱۲هزارنفری، حمله به بنادر و زیرساختهای کشتیرانی، حمله به مراکز تجاری، حمله به مراکز رسانهای مانند صداوسیما و ساختمان تلویزیون العربی، حمله به کتابخانهها، حمله به مراکز گردشگری و محیط زیست، حمله به بیمارستانها و مراکز درمانی، حمله به امدادگران هلالاحمر و کادر درمان، حمله به فرودگاهها، حمله به زیرساختهای حملونقل، پلها و خطوط ریلی، حمله به هواپیماهای ترابری و مسافربری، حمله به اماکن تاریخی و حمله به اماکن مذهبی نظیر کنیسه، کلیسا و حسینیه اعظم زنجان. در میان سطرهای این فهرست، از نظر ایرنا نخستین چیزی که به چشم میآید، «انسان» است؛ نه بهعنوان یک واژه، بلکه بهعنوان قربانی. کشتار زنان و کودکان فقط یک عبارت نیست، پشت آن مادرانی هستند که دیگر صدای فرزندشان را نمیشنوند و کودکانی هستند که فرصت بزرگشدن را از دست دادهاند. جنگ وضعیت تلخی است؛ نباید این اتفاق رخ دهد. حالا کشور ما دوبار در یک سال درگیر این شرایط شده است. بیش از ۸۰۰ مدرسه در این مدت تخریب شده یا آسیب دیدهاند. دانشگاهها نیز در این میان بینصیب نماندهاند؛ جایی که قرار بود آینده ساخته شود، هدف قرار گرفته است. کلاسهایی که باید میزبان جوانان بود، حالا خالی ماندهاند. در بخش دیگری از این روایت، «امداد» هدف قرار گرفته است. آمبولانسها، پایگاههای اورژانس و حتی نیروهای امدادی؛ کسانی که وظیفهشان نجات جان انسانهاست، خود در معرض خطر قرار گرفتهاند. اینجا دیگر فقط بحث حمله نیست، بلکه مرزهای انسانی نیز زیر سؤال میرود. حمله به مراکز درمانی، بیمارستانها و کادر درمان، از دیگر بخشهای تلخ این فهرست است؛ جایی که باید محل درمان باشد، خود به نقطه بحران تبدیل شده است. پزشکان و پرستارانی که برای نجات دیگران تلاش میکنند، ناگهان خود در معرض خطر قرار میگیرند. زیرساختها نیز سهم بزرگی از این فهرست دارند؛ از انرژی و تأسیسات حیاتی گرفته تا آب، برق و شبکههای حملونقل. وقتی این زیرساختها هدف قرار میگیرند، تأثیر آن فقط در لحظه حمله نیست، بلکه در ادامه زندگی مردم نمایان میشود؛ در قطعیها، اختلالها و دشواریهایی که هر روز تکرار میشوند. در کنار اینها، فرهنگ و هویت نیز هدف قرار گرفتهاند. کتابخانهها، اماکن تاریخی (در همان روزهای اول رادیو و کاخ گلستان آسیب دید) تخت مرمر هم بهسرعت در فهرست تعمیر قرار گرفت و فهرست مکانهای تاریخی به ۱۳۴ عدد رسید.
Go to News Site