Collector
عکاسی با چشمان خیس | Collector
عکاسی با چشمان خیس
شرق

عکاسی با چشمان خیس

با هر صدایی که از شاتر دوربین بلند می‌شود، تصویر جدیدی از بمباران و انفجار ثبت می‌شود. هر تصویر شاهدی است برای تاریخ؛ تاریخ مردمی که ناگهان آسمان کشورشان رنگ خاکستری به خود گرفت و زندگی پر‌فرازونشیبی که پیش‌تر با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردند، آبستن توفان حوادثی جدید شد. در 40 روز جنگی که مردم ایران با یک فاصله هشت‌ماهه از جنگ 12‌روزه قبلی پشت سر گذاشتند، شاهدان زنده‌ای به ثبت تاریخ پرداختند؛ با هر صدایی که از شاتر دوربین بلند می‌شود، تصویر جدیدی از بمباران و انفجار ثبت می‌شود. هر تصویر شاهدی است برای تاریخ؛ تاریخ مردمی که ناگهان آسمان کشورشان رنگ خاکستری به خود گرفت و زندگی پر‌فرازونشیبی که پیش‌تر با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردند، آبستن توفان حوادثی جدید شد. در 40 روز جنگی که مردم ایران با یک فاصله هشت‌ماهه از جنگ 12‌روزه قبلی پشت سر گذاشتند، شاهدان زنده‌ای به ثبت تاریخ پرداختند؛ عکاسان خبری هر روز خیابان‌های شهرهای زیر موشک‌باران را کوچه به کوچه گز می‌کردند و با دوربین‌های‌شان در تلاش بودند تا هرچه بیشتر قاب‌هایی را ثبت کنند که گواه و شاهدی باشد برای آینده این سرزمین و فرزندانش، که وقتی بعدها دفتر تاریخ را ورق زد، بداند مردم این کشور چگونه تلاش کردند تا در روزهای جنگ هم زندگی را ادامه دهند. این تلاش البته ساده نبود. جز اینکه چشم‌ها پشت لنز دوربین تر می‌شدند و محدودیت‌های تصویربرداری دشواری‌شان را زیاد کرده بود. این گزارش، نگاهی انداخته به بخشی از این تجربه‌ها. اگرچه، بسیاری از عکاسان، آن‌قدر این روزها را سخت و تلخ و پرفشار گذرانده بودند که حرف‌زدن درباره آن را به آینده‌ای دورتر موکول کردند؛ آینده‌ای که در آن بتوان از همه چیز گفت. پشت لنز، چشمانم خیس بود

Go to News Site